الكشاف ؛ نسفى در تفسير آيهء
. . أَنْتَ مَوْلانا . . .
« 1 » و نيشابورى در غريب القرآن آنجا كه به بحث در آيات
. . أَنْتَ مَوْلانا . . .
« 2 » ،
. . فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ . . .
« 3 » و
. . هِيَ مَوْلاكُمْ
« 4 » پرداخته است . قسطلانى در حديثى كه قبلا از نظر گذشت ، از قول بخارى و مسلم دربارهء كلمهء أنا مولاه كه از پيامبر روايت شده ، گويد : من مولاى اويم ، يعنى ولىّ مردهام و از جانب او امورش را عهدهدار خواهم بود . سيوطى در تفسير الجلالين در شرح آيات
. . أَنْتَ مَوْلانا . . .
« 5 » ،
. . فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلاكُمْ . . .
« 6 » و
. . لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا . . .
« 7 » همين معنى را ذكر كرده است . بنابراين ، اين معنى نيز از « أولى » جدا نخواهد بود ، بويژه كه صاحب رسالت خود را بدان توصيف فرموده است ، چنانچه آن را اراده كرده باشد .
به هرحال ، پس از ژرفنگرى در فرهنگهاى لغت و مجموعههاى ادبى و منابع علمى عربى نظريه و عقيدهء ما در اين خصوص اين است كه حقيقت معنى « مولى » از ميان معانى متعدد جز « أولى » نيست ، چه اين معنى جامع تمامى آن معانى است و در هريك از آن معانى به نوعى مورد توجه قرار گرفته و در عين حال ، لفظ مولى بر هيچيك از آن معانى اطلاق نشده است ، مگر به مناسبت اين معنى . بنابراين مقدمه مىگوييم :
1 - پروردگار سبحان به خلق خود از هرفرد غالب و قاهرى برايشان ، اولى و سزاوارتر است . جهان آفرينش را به حكمت آفريد و به مقتضاى مشيت خود در آن تصرف مىكند .
2 - عمو از همهء مردم به محافظت فرزند برادرش و عطوفت به او اولى و سزاوارتر است و جايگزين پدر اوست كه به او سزاوارتر بوده است .
3 - پسر عمو به همدلى و همدوشى با عموزادهء خود اولى و سزاوارتر است ، چه آن دو چونان دو شاخهء يك درختند .
4 - فرزند سزاوارترين خلق به اطاعت از پدر و فروتنى در برابر اوست . خداى متعال
هامش
( 1 و 2 ) . بقرة 2 / 286 .
( 3 ) . انفال 8 / 40 .
( 4 ) . حديد 57 / 15 .
( 5 ) . بقرة 2 / 286 .
( 6 ) . انفال 8 / 40 .
( 7 ) . توبة 9 / 51 .