اصول و فقه داراى مصنّفات بسيارى است . آوردهاند كه جمعيت انبوهى در تشييع جنازهء او حضور يافتند . « 1 » حديث مناشدهء مردى عراقى با جابر انصارى به اسناد صحيح از او ذكر خواهد شد .
222 - ابو الحسن ، رزين بن معاويهء عبدرى اندلسى ( م 535 ) .
ذهبى در العبر شرح حال او را ثبت كرده است . نامبرده در كتاب خود الجمع بين الصحاح الستّة از ابى سريحه يا زيد بن ارقم روايت نموده كه رسول خدا فرمود : هركه من مولاى اويم ، على مولاى اوست .
223 - ابو القاسم جار اللّه ، محمود بن عمر زمخشرى « 2 » ( م 538 ) .
ابن خلكان در تاريخش شرح حال او را نگاشته و دربارهء او گويد : نامبرده در تفسير و حديث و نحو و علم بيان ، پيشواى بلامعارض زمان خود بود كه دانشپژوهان براى بهرهمندى از فضل و كمال او بار سفر مىبستند و به سوى او مىشتافتند . « 3 » يافعى در مرآة الجنان گويد : وى پيشواى روزگار خود بود و در علوم تفسير و حديث و نحو و لغت و بيان دستى توانا داشت . همچنين تصنيفهاى بسيار و بىنظيرى دارد كه مورد ستايش قرار گرفته است . سيوطى از او ياد كرده گويد : زمخشرى دانش بسيار و هوش سرشار داشت و در هرعلمى خوش قريحه و متقن بوده گرچه معتزلى مذهب بود ، امّا تظاهر مىكرده كه حنفى مذهب است . آنگاه اساتيد و تأليفات او را نام برده است . « 4 » ابو الحسنات شرح حال او را ثبت كرده و به ستايش از او پرداخته و تأليفاتش را برشمرده است . « 5 » ابن كثير هم در تاريخش از او ياد كرده است . « 6 » حديث او در استدلال و احتجاج دارميّه بر معاوية بن ابى سفيان به نقل از كتابش ربيع الابرار خواهد آمد . وى در اين كتاب گويد : شب غدير در نزد شيعه بسيار مقدّس است و آن شب را با تهجّد و عبادت سپرى مىسازند .
هامش
( 1 ) . البداية و النهاية : 12 / 205 .
( 2 ) . زمخشر قريهء بزرگى از قراى خوارزم است كه به شهرك مىماند . الانساب ، سمعانى : 3 / 163 . ( و )
( 3 ) . وفيات الاعيان : 2 / 197 .
( 4 ) . بغية الوعاة 388 .
( 5 ) . ر ك : الفوايد البهية فى تراجم الحنفيّة 209 .
( 6 ) . ر ك : البداية و النهاية : 12 / 219 .