ابن كثير در تاريخش شرح حال او را ثبت كرده و دربارهء او گفته است : نامبرده استادى كثير الروايه ، موثق و صالح است . « 1 » محبّ الدين طبرى حديث غدير را به لفظ حبشى كه قبلا مذكور افتاد « 2 » ، روايت كرده گويد : مخلص ذهبى اين روايت را با بررسى و ذكر اسناد نقل نموده است . « 3 »
189 - حافظ احمد بن سهل فقيه بخارى .
وى يكى از استادان حاكم بود كه روايات بسيارى از او در مستدرك نقل كرده و بر صحت حديث او تأكيد ورزيده و ذهبى نيز در تلخيص خود از او به نيكى ياد كرده است .
حديث نامبرده به دو اسناد صحيح كه تمامى رجال آن ثقه هستند ، قبلا ذكر شد . « 4 »
190 - عباس بن على بن عباس نسائى .
خطيب در تاريخش شرح حال او را ثبت كرده و او را ثقه دانسته است . « 5 » حديث او به اسناد صحيح كه رجال آن همگى ثقه هستند ، پيش از اين گذشت . « 6 »
191 - يحيى بن محمّد اخبارى ، ابو عمر بغدادى .
خطيب در تاريخش شرح حال او را ثبت كرده و حديث مناشدهء رحبه را در آنجا به طريق او و به لفظ عبد الرحمن به اسناد حسن آورده است « 7 » كه بعدا خواهد آمد .
قرن پنجم
192 - متكلّم ، قاضى محمّد بن طيّب بن محمّد ، ابو بكر باقلانى ( م 403 ) كه اهل بصره بود و در بغداد اقامت داشت . وى بيش از ديگران به بحث در علم كلام پرداخته و تأليفاتى از خود برجاى نهاده است .
خطيب در تاريخش او را توثيق و ستايش كرده است . « 8 » نامبرده حديث موالات و
هامش
( 1 ) . البداية و النهاية : 11 / 333 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 25 .
( 3 ) . الرياض النضرة : 2 / 169 .
( 4 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 31 .
( 5 ) . تاريخ بغداد : 12 / 154 .
( 6 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 66 .
( 7 ) . تاريخ بغداد : 14 / 236 .
( 8 ) . همان : 5 / 379 .