قرن چهارم
149 - حافظ عبد اللّه بن صقر بن نصر ، ابو العباس سكرى بغدادى ( م 302 ) .
خطيب شرح حال او را ثبت كرده و او را ثقه دانسته « 1 » و دارقطنى نيز صداقت او را تأييد كرده است . حديث او به اسناد صحيح كه رجال آن همگى ثقه هستند قبلا ذكر شده است . « 2 »
150 - حافظ ابو عبد الرحمن ، احمد بن شعيب نسائى ( م 303 ) كه صاحب سنن بوده و در سن هشتاد و هشت سالگى درگذشته است .
ذهبى از دارقطنى حكايت كرده كه گفت : نسائى داناترين استاد مصر و برترين حديثشناس عصر خود بوده ، و از نيشابورى هم حكايت نموده كه گفت : نسائى پيشوايى بدون معارض است . « 3 » سبكى در طبقات از قول ابو جعفر طحاوى آورده كه گفت :
نسائى پيشوايى مسلمانان است « 4 » و ابن كثير در تاريخش از ابن يونس نقل كرده كه گفت :
نسائى حديثشناسى مورد وثوق و داراى دقت نظر و حافظهء نيرومند است . « 5 » نسائى حديث غدير را در سنن و خصايص به طرق بسيار روايت كرده كه اغلب آن طرق صحيح و رجال آنها ثقه هستند و از جملهء آن طرق رواياتى است كه خواهد آمد و برخى از آنها هم قبلا ذكر شد . « 6 »
151 - حافظ حسن بن سفيان بن عامر ، ابو العباس شيبانى نسوى بالوزى « 7 » ( م 303 ) كه صاحب مسند كبير است .
سمعانى او را در فقه و علم و ادب مقدم داشته و در جاى ديگر او را به نام پيشوايى متقن و با ورع و حافظ ياد كرده است . « 8 » سبكى در طبقات از حاكم نقل كرده كه گفت :
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 9 / 483 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 39 .
( 3 ) . تذكرة الحفّاظ : 2 / 268 .
( 4 ) . طبقات الشافعية : 2 / 84 .
( 5 ) . البداية و النهاية : 11 / 123 .
( 6 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 18 / 30 ، 31 ، 35 ، 38 ، 45 ، 48 ، 49 ، 85 ، 89 ، 92 .
( 7 ) . بالوز از قراء نسا مىباشد كه سه يا چهار فرسخ از نسا فاصله دارد . الانساب ، سمعانى : 1 / 270 . ( و )
( 8 ) . الانساب : 1 / 270 .