وى يكى از شعراى غدير است و شعر او ضمن بخش غديريه سرايان سدهء نخست ذكر شده است و به زودى خواهيد يافت استدلال و احتجاج برد را بر او به حديث غدير و اعتراف او را به آن . اين داستان را ابن قتيبه با ذكر سند ثبت كرده است . « 1 » همچنين نامهاى كه او در مورد حديث غدير به معاويه نوشت و خوارزمى آن را به اسناد خود ثبت نموده است « 2 » ، خواهد آمد .
95 - عمرو بن مرّة الجهنى ، ابو طلحه يا ابو مريم .
احمد بن حنبل و طبرانى در المعجم الكبير به اسنادشان از نامبرده روايت نمودهاند به اينكه : رسول خدا در غدير خم فرمود : هركس من مولاى اويم ، پس على مولاى اوست .
بار خدايا دوست بدار آنكس را كه او را دوست دارد و دشمن بدار آنكس را كه او را دشمن دارد ، و يارى و دستگيرى كن آنكس را كه او را يارى و دستگيرى نمايد . اين حديث را متقى هندى به نقل از طبرانى « 3 » ، و شيخ ابراهيم وصّابى شافعى در الاكتفاء و محمّد صدر العالم در معارج العلى و نيز بدخشانى در مفتاح النجاة و نزل الابرار به نقل از احمد و المعجم الكبير طبرانى روايت كردهاند .
( حرف ف )
96 - فاطمهء صديقه عليها السّلام دختر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله .
ابن عقده در حديث الولاية و منصور رازى در كتاب الغدير واقعهء خم را از آن بانوى بزرگوار روايت نمودهاند و احتجاج دخت رسول خدا را به حديث غدير خم به طريق جزرى شافعى از استادش حافظ مقدسى خواهد آمد . شهاب الدين همدانى در مودة القربى از آن بزرگ بانو روايت كرده كه رسول خدا فرمود : هركس من مولاى اويم ، على مولاى اوست و هركس من پيشواى او هستم ، على پيشواى اوست .
97 - فاطمه دخت حمزة بن عبد المطلب .
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة 93 .
( 2 ) . المناقب 126 .
( 3 ) . كنز العمّال : 6 / 154 .