ام سلمه همسر آن حضرت بوده است .
حافظ ابن عقده به اسناد خود حديث غدير را از او روايت نموده است .
90 - عمر بن خطاب كه در سال 23 كشته شده است .
حافظ ابن المغازلى در المناقب به دو طريق از عمران بن مسلم ، از سويد بن ابى صالح ، از پدرش ، از ابو هريره ، از عمر بن خطّاب با ذكر سند روايت نموده كه گفت : رسول خدا فرمود : هركه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . اين روايت را سمعانى در فضايل الصحابة به اسناد خود از ابو هريره از او ، و محب الدين طبرى به نقل از مناقب احمد و ابن سمّان به طريق آن دو از او « 1 » ، و نيز به نقل از مناقب احمد و شعبه به اسناد آن دو از او « 2 » ، و حافظ محمّد خواجه پارسا در كتاب فضل الخطاب آوردهاند . خطيب خوارزمى در مقتل الامام الحسين و ابن كثير شامى « 3 » و شمس الدين جزرى « 4 » نام او را جزو راويان حديث غدير از صحابه ثبت كردهاند .
در مودّة القربى ، تأليف شهاب الدين همدانى ، از عمر بن خطاب مذكور است كه گفت :
رسول خدا على را به طور آشكار منصوب داشت و فرمود : هركس كه من مولاى اويم ، على مولاى اوست . بار خدايا دوست بدار آن را كه او را دوست دارد و دشمن دار آنكس را كه او را دشمن دارد ، و خوار گردان آنكس را كه او را خوار گرداند و يارى فرما آنكس را كه او را يارى نمايد . بار خدايا تو گواه من بر ايشان هستى . عمر بن خطاب به رسول خدا عرض كرد : يا رسول اللّه ، در حالى كه شما اين سخن را بيان مىفرمودى ، جوانى زيبا و خوشبو در كنار من بود و به من گفت : هر آينه رسول خدا پيوندى را برقرار كرد و استوار ساخت كه جز منافق آن را نمىگشايد . پس رسول خدا دست مرا گرفت و فرمود : اى عمر ، اين جوان كه او را در كنار خود يافتى و اين سخن را از او شنيدى ، از جنس آدميان نبود ، بلكه او جبرئيل بود كه خواست گفتار مرا دربارهء على بر شما استوار و مؤكّد نمايد .
هامش
( 1 ) . الرياض النضرة : 2 / 161 ، 244 .
( 2 ) . ذخاير العقبى 67 .
( 3 ) . البداية و النهاية : 7 / 349 .
( 4 ) . أسنى المطالب 3 .