جواهر العقدين به اسناد از ابو طفيل ، از او روايت كردهاند و ابن اثير به طريق ابو موسى ، از على بن حسن عبدى ، از اصبغ بن نباته حديث مناشدهء روز رحبه را آورده « 1 » و در آن به شهادت دادن خزيمه براى على عليه السّلام در باب غدير خم تصريح شده است و جزرى و قاضى بهلول بهجت شافعى نيز نامبرده را از راويان حديث غدير به شمار آوردهاند . « 2 »
39 - ابو شريح خويلد ؛ ابن عمرو خزاعى ( م 68 ) كه در مدينه سكونت داشت .
به طورى كه در موضوع مناشدهء امير المؤمنين عليه السّلام خواهد آمد ، نامبرده يكى از شهودى است كه براى امير المؤمنين عليه السّلام داير به قضيهء غدير خم شهادت داده است .
( حرف ر ، ز )
40 - رفاعة بن عبد المنذر انصارى .
روايت او در حديث الولاية به اسناد ابن عقده و در كتاب نخب المناقب جعابى و در كتاب الغدير منصور رازى موجود است .
41 - زبير بن عوام قرشى ( م 36 ) .
ابن عقده در كتاب الولاية و جعابى در نخب المناقب و منصور رازى در كتاب الغدير حديث غدير را از او روايت نمودهاند و نامبرده يكى از عشرهء مبشرّه است كه حافظ ابن المغازلى آنان را در شمار راويان غدير ذكر كرده و جزرى شافعى در شمار راويان حديث غدير ثبت نموده است . « 3 »
42 - زيد بن ارقم انصارى خزرجى .
احمد بن حنبل از ابن نمير ، از عبد الملك بن سليمان ، از عطيهء عوفى با ذكر سند آورده كه او گفت : از زيد بن ارقم سؤال كردم و گفتم : من دامادى دارم و او حديثى از تو دربارهء على در روز غدير خم ذكر كرده است و من دوست دارم كه آن حديث را از خودت بشنوم . زيد گفت : اى عراقيان ، شما چنان هستيد كه خود دانيد . من به او گفتم : از من باكى
هامش
( 1 ) . اسد الغابة : 3 / 307 .
( 2 ) . أسنى المطالب 4 ؛ تاريخ آل محمّد 67 .
( 3 ) . ر ك : أسنى المطالب 3 .