1 . نبوت از اشتداد جهت ولايت تحقق مىيابد و هيچ نبيّى بدون جهت ولايت كه رابطه اوست با حق و باطن نبوت است نخواهد بود چه اينكه جنبهء نبوت وجه ظاهرى ولايت است .
2 . هر نبيّى افضل از اولياء زمان خود است زيرا ولايت اولياى او به مقامى از استكمال نرسيده است كه مستعد و قابل اكتساب نبوت باشد بلكه هر نبيّى از اولياء غير زمان خود كه مقام ولايتشان به مرتبهء ولايت او نرسيده نيز افضل است .
3 . ملاك تفاضل و برترى هريك از پيامبران بر پيغمبر ديگر « سعه دايرهء ولايت » اوست چه اينكه ولايت جهت حقى هر نبى است و هرچه كاملتر باشد مقام نبوتش نيز تمامتر است .
4 . ممكن است ولى هر عصرى از اعصار ، افضل از بسيارى از انبياء غير عصر و زمان خود باشد بلكه امكان دارد كه ولىّ مبدء ظهور و تحقق بسيارى از انبياء باشد چه اينكه ملاك برترى سعهء دايرهء ولايت است كه جهت حقى است نه نبوت كه جهت خلقى و بشرى است .
انبياء قبل از خاتم رسل ، مقام نبوتشان ازلى نيست همچنانكه اولياء و تابعان آنها نيز داراى مقام ولايت ازلى نيستند .
مقام نبوت حضرت ختمى مرتبت و ولايت امير مؤمنان عليه السّلام ازلى است « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين . » « و كنت مع الانبياء سرّا و مع محمد جهرا » و حديث نبوى : « انا و على من نور واحد » اشاره به همين معنا است .
5 . هريك از رسالت و نبوت و ولايت ، داراى خاتمى است . خاتم بايد كاملترين افراد از انبياء و اولياء و رسل باشد و جميع احكام و لوازم مربوط به ولايت يا نبوت را ظاهر نمايد و نزديكتر از همه به حق باشد بلكه بلا واسطه ، مرتبط به حق و خليفة الله باشد ، مهدى موعود ( عج ) در آخر الزمان بلا واسطه خليفهء حق است كه حضرت امير المؤمنان على عليه السّلام فرمودهاند ( خطاب به كميل بن زياد نخعى ) :
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: ميرزا أحمد الآشتياني
ص٦٦