« تجليات الهى براى اهل آخرت همانا به وساطت و از مجراى انسان كامل حاصل مىشود چنان كه در دنيا ، و معانى تفصيل يافته به تمام متفرّغ از مرتبه و مقام جمعى اوست ازلا و ابدا . » « 1 »
در هر حال مقام ولايت نيل به فقرشناسى ذاتى و نفسى و عين الربط بودن و فقر و نياز مطلق است كه حافظ به آن اشاره كردند :
المنة للّه كه در ميكده باز است * ز آنرو كه ما را بر در او روى نياز است
خمها همه در جوش و خروشند ز مستى * و آن مى كه در آنجاست حقيقت نه مجاز است
از وى همه مستى و غرور است و تكبر * از ما همه بيچارگى و فقر و نياز است « 2 »
يا مرحوم علامه طباطبايى رضى اللّه عنه سرودهاند :
من خسى بىسر پايم كه به سيل افتادم * او كه مىرفت مرا هم به دل دريا برد
من به سرچشمهء خورشيد نه خود بردم راه * ذرّهاى بودم و مهر تو مرا بالا برد
هامش
- 1 . حضرات غيب مطلق كه عالم اعيان ثابته در حضرت علميه است . اين حضرت همان حضرت احديت ( مظهر احديت خدا ) است .
2 . حضرت شهادت مطلقه كه عالم آن عالم ملك يا حسّ است ( عالم ملك و مظهر عالم ملكوت )
3 . حضرت غيب مضاف كه نزديك به غيب مطلق است و عالم آن عالم ارواح جبروتى و ملكوتى است يعنى عالم عقول و نفوس مجرده ( جبروت يا اعيان ثابته ) .
4 . حضرت غيب مضاف كه نزديك به شهادت باشد كه همان عالم مثال است ( مثال مطلق يا ملكوت كه مظهر جبروت است )
5 . حضرت كون جامع چهار عالم قبلى كه عالم انسانى است . ( حضرت واحديت و اسماى الهى است )
( 1 ) . نقد النصوص ، ص 99 .
( 2 ) . ديوان حافظ .