بالاى سر مردم ، و غير اينها .
همانطور كه گفتيم در كلام خداى تعالى گوشه هايى از داستانهاى آن جناب آمده ، و ليكن تمامى جزئيات و دقائق آنها را ذكر نفرموده ، بلكه به چند فصل از آنها كه ذكرش در هدايت ، و ارشاد خلق اهميت داشته ، اكتفاء كرده ، و اين دأب و روش قرآن كريم در اشاره به داستانهاى همه انبياء و امتها است كه از هر داستان آنچه كه ذكرش مايه عبرت و هدايت خلق است ذكر مىكند .
و از داستانهاى موسى آنچه كه ذكرش اهميت دارد كه گفتيم كلياتش در قرآن آمده - اين است كه : آن جناب در مصر در خانه مردى اسرائيلى به دنيا آمد ، و در روزهايى به دنيا آمد كه فرعونيان به دستور فرعون پسر بچه هاى بنى اسرائيل را سر مىبريدند ، و مادر موسى ( به دستور خداى تعالى ) او را در صندوقى نهاده ، به دريا انداخت ، فرعون او را از دريا گرفت ، و به مادرش برگردانيد تا شيرش دهد ، و تربيتش نمايد و از آن روز در خانه فرعون نشو و نما كرد .
آن گاه به سن بلوغ رسيده و مردى قبطى را مىكشد ، و از مصر به سوى مدين فرار مىكند ، چون ترس اين را داشته كه فرعونيان به قصاص آن مرد قبطى به قتلش برسانند .
سپس مدتى مقرر كه همان ده سال باشد ، در مدين پيش شعيب مكث نموده و خدمت كرد ، و با يكى از دختران او ازدواج نمود .
و پس از به سر رساندن آن مدت مقرر به اتفاق اهل بيتش از مدين بيرون آمده ، در بين راه آنجا كه كوه طور واقع است ، از طرف آن كوه آتشى مىبيند ، و چون راه را گم كرده بودند ، و آن شب هم شبى بسيار تاريك بوده ، به اميد اينكه كنار آن آتش كسى را ببيند ، و راه را از او بپرسد ، و هم آتشى برداشته با خود بياورد ، به خانواده اش مىگويد : شما اينجا باشيد تا من بروم پاره اى آتش برايتان بياورم ، و يا كنار آتش راهنمايى ببينم ، و از او از راه بپرسم ، ولى همين كه نزديك مىشود خداى تعالى از كنار سمت راست آن بيابان كه از نظر شكل با زمينهاى اطراف فرق داشته ، از طرف درختى كه آنجا بوده ، ندايش مىدهد ، و با او سخن مىگويد ، و او را به رسالت خود برمىگزيند ، و معجزه عصا و يد بيضا به او مىدهد ، كه دو تا از نه معجزه هاى او است ، و به عنوان رسالت به سوى فرعون و قومش گسيل مىدارد ، تا بنى اسرائيل را نجات دهد .
موسى نزد فرعون مىآيد ، و او را به سوى كلمه حق و دين توحيد مىخواند ، و نيز به او پيشنهاد مىكند كه بنى اسرائيل را همراه او روانه كند ، و دست از شكنجه و كشتارشان بردارد ، و به منظور اينكه بفهماند رسول خداست ، معجزه عصا و يد بيضا را به او نشان مىدهد ،
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 59
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٩