و نيز در اين باره است كه حارثى مىگويد :
سموا لنا واحدا منكم فنعرفه
فى الجاهلية لاسم الملك محتملا
كالتابعين و ذى القرنين يقبله
اهل الحجى فاحق القول ما قبلا
و در اين باره ابن ابى ذئب خزاعى مىگويد :
و منا الذى بالخافقين تغربا
و اصعد فى كل البلاد و صوبا
فقد نال قرن الشمس شرقا و مغربا
و فى ردم ياجوج بنى ثم نصبا
و ذلك ذو القرنين تفخر حمير
بعسكر قيل ليس يحصى فيحسبا
همدانى سپس مىگويد : ( علماى همدان مىگويند : ذو القرنين اسمش صعب بن مالك بن حارث الاعلى فرزند ربيعة بن الحيار بن مالك ، و در باره ذو القرنين گفته هاى زيادى هست « 1 » .
و اين كلامى است جامع ، و از آن استفاده مىشود كه اولا لقب ذو القرنين مختص به شخص مورد بحث نبوده بلكه پادشاهانى چند از ملوك حمير به اين نام ملقب بودهاند ، ذو القرنين اول ، و ذو القرنينهاى ديگر .
و ثانيا ذو القرنين اول آن كسى بوده كه سد ياجوج و ماجوج را قبل از اسكندر مقدونى به چند قرن بنا نهاده و معاصر با ابراهيم خليل ( ع ) و يا بعد از او بوده - و مقتضاى آنچه ابن هشام آورده كه وى خضر را در بيت المقدس زيارت كرده همين است كه وى بعد از او بود ، چون بيت المقدس چند قرن بعد از حضرت ابراهيم ( ع ) و در زمان داوود و سليمان ساخته شد - پس به هر حال ذو القرنين هم قبل از اسكندر بوده . علاوه بر اينكه تاريخ حمير تاريخى مبهم است .
بنا بر آنچه مقريزى آورده گفتار در دو جهت باقى مىماند .
يكى اينكه اين ذو القرنين كه تبع حميرى است سدى كه ساخته در كجا است ؟ .
دوم اينكه آن امت مفسد در زمين كه سد براى جلوگيرى از فساد آنها ساخته شده چه امتى بودهاند ؟ و آيا اين سد يكى از همان سدهاى ساخته شده در يمن ، و يا پيرامون يمن ، از قبيل سد مارب است يا نه ؟ چون سدهايى كه در آن نواحى ساخته شده به منظور ذخيره ساختن آب براى آشاميدن ، و يا زراعت بوده است ، نه براى جلوگيرى از كسى . علاوه بر اينكه در هيچ يك آنها قطعه هاى آهن و مس گداخته به كار نرفته ، در حالى كه قرآن سد ذو القرنين را
هامش
( 1 ) الخطط .