هم چنان كه در محاورات روزمره به مخالف خود مىگوئيم برو و هر چه از دستت بر مىآيد كوتاهى مكن .
بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : امر « برو » امر حقيقى است ، و عبارت اخراى « فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ » است ، و كلمه موفور به معناى كامل است ، و جزاى موفور آن جزائى است كه چيزى از آن ذخيره نگردد و همه اش داده شود ، و معناى آيه روشن است .
* ( « وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ . . . » ) *
« استفزز » به معناى هل دادن به آرامى و به سرعت است ، و « جلب » به طورى كه در مجمع « 2 » گفته سوق دادن به وسيله سائق است ، و « جلبه » به معناى صوت است ، و در مفردات گفته كه اصل « جلب » و ثلاثى مجرد آن به معناى سوق دادن چيزى است ، وقتى گفته مىشود فلانى را جلب كردم معنايش اين است كه او را كشاندم ، هم چنان كه شاعر عرب هم گفته : « و قد يجلب الشيء البعيد الجواب - گاه مىشود كه جواب چيز دورى را هم جلب مىكند » ولى اگر به باب افعال برود ، و گفته شود « اجلبت عليه » معنايش اين مىشود كه از روى قهر بر سرش فرياد زدم ، هم چنان كه در قرآن آمده * ( « وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ » ) * « 3 » .
و كلمه « خيل » به طورى كه گفته شده به معناى اسبان است ، و از اين ماده كلمه اى كه به معناى يك اسب باشد نيامده ، ولى گاهى مجازا به اسب سوار هم اطلاق مىشود .
و كلمه « رجل » - به فتح راء و كسر جيم - به معناى راجل « پياده » است هم چنان كه « حذر و حاذر » و « كمل و كامل » به يك معنا است ، و رجل مقابل راكب « سواره » است ، و ظاهر مقابله رجل با خيل اين است كه مراد از آن پياده نظام باشد .
پس معناى آيه شريفه اين مىشود كه با آوازت از ذريه آدم هر كه را كه مىتوانى گمراه و به معصيت وادار بكن ، كه البته به حكم آيات سوره حجر كسانى خواهند بود كه ابليس را دوست داشته و پيرويش كنند ، و گويا « استفزاز با آواز » كنايه از خوار كردن آنان با وسوسه هاى باطل و خالى از حقيقت است ، و اينكه وضع شيطان و پيروانش وضع چوپان و رمه را دارد كه با يك صدا به راه مىافتند ، و با صدايى ديگر مىايستند و معلوم است كه اين صداها آوازهايى بىمعنى است .
و اينكه فرمود : * ( « وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ » ) * معنايش اين است كه براى به راه
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 110 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 4 ص 68 .
( 3 ) مفردات راغب ، ماده « جلب » .