درجه را دارد ، و اين از جهالت كفار است كه از قرآن اعراض نموده پيشنهاد معجزه ديگرى مىكنند چه معجزه اى بالاتر از اين قرآن كه در رفعت قدر و عظمت به حدى است كه اگر قرآنى فرض شود كه كوه ها را از جاى كنده يا زمين را پاره پاره كند و يا مردگان را به زبان آورد ( كلمه يا در هر دو جمله به منظور منع خلو است نه منع جمع ) قطعا همين قرآن خواهد بود ، ليكن خداوند قرآن را اين چنين نازل نكرده .
و بنا بر اين معنا ، آيه شريفه در معناى آيه « لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَه خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّه » « 1 » است .
و ليكن اين معنا با سياق آيات به بيانى كه گذشت مساعد و سازگار نيست ، و مخصوصا با جمله * ( « بَلْ لِلَّه الأَمْرُ جَمِيعاً » ) * و همچنين با جمله بعدى : * ( « أفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّه لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً » ) * هيچ نمىسازد ، و به زودى توضيح اين ناسازگارى - انشاء اللَّه - خواهد آمد . و لذا مفسرينى كه آيه را به معنايى كه نقل شد تفسير كردهاند در تفسير * ( « بَلْ لِلَّه الأَمْرُ جَمِيعاً » ) * و ربطش بما قبل ، خود را به زحمت انداختهاند و گفتهاند « 2 » :
معنايش به ضميمه صدر آيه اين است كه اگر قرآنى فرض شود كه چنين اثرى به آن بدهند همين قرآن خواهد بود ، و ليكن خداى سبحان چنين كارى را با اين قرآن نكرده ، بلكه آن را به همين صورتى كه هست نازل كرده ، چون امر همه اش فقط به دست او است .
بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : حاصل معناى « بل » اين است كه اين گونه امور خارق العاده با قرآن انجام نمىشود ، و اگر انجام شود به وسيله ديگرى كه در تحت اراده خداست انجام مىگيرد ، چون همه امور بدست او است و بس .
بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : بهتر اين است كه بگوييم جمله مورد بحث يعنى * ( « بَلْ لِلَّه الأَمْرُ جَمِيعاً » ) * عطف بر محذوف است ، و تقدير اين است كه « اختيار هيچ امرى بدست تو نيست ، بلكه همه اش بدست خداست » .
و ليكن خواننده محترم خود داورى مىكند كه سياق با هيچيك از اين چند معنا مساعدت ندارد ، و حق معنا كه با سياق سازگار باشد همان است كه كلمه « بل » اعراض از خود جمله شرطيه سابق باشد و جزاء آن در تقدير گرفته شود . و همانطور كه گفتيم تقدير جمله شرطيه و جزائش چيزى نظير اين باشد كه « اگر هم قرآنى نازل شود كه فرضا كوه ها را از جاى بكند و زمين را قطعه قطعه سازد و مردگان را
هامش
( 1 ) اگر اين قرآن را به كوهى نازل كرده بوديم آن را از ترس خدا خاشع و شكافته مىديدى . سوره حشر ، آيه 21 .
( 2 و 3 و 4 ) روح المعانى ، ج 13 ، ص 156 ، ط بيروت . و الجامع لأحكام القرآن ( تفسير القرطبى ) ج 9 ، ص 320 ، ط بيروت .