كه براى خدا ملائكه ايست معقب ، كه از جلو و عقب انسان را حفظ مىكنند . و اشكال اين قول اينست كه لازم مىآيد كه در يك سياق ( كه بايد ضميرها به يك مرجع برگردند ) ضماير اختلاف پيدا كنند علاوه بر اين سبب مىشود كه بدون هيچ نكته و جهتى در جمله * ( « مِنْ أَمْرِ اللَّه » ) * التفات به كار رفته باشد .
يكى « 1 » ديگر گفته : به رسول خدا برمىگردد ، و آيه شريفه اين معنا را تذكر مىدهد كه ملائكه آن جناب را حفظ مىكنند . اشكال اين قول هم همان اشكال قول قبلى است كه گفتيم موجب اختلاف ضميرها مىشود كه ظاهر آيه با آن مساعدت ندارد ، علاوه بر اين لازمه اش اين است كه آيه شريفه مربوط و متصل با آيات قبل نباشد ، چون در آيات قبل اسمى از رسول خدا ( ص ) برده نشده بود .
مفسرى « 2 » ديگر گفته : ضمير مذكور به كلمه « من » كه در جمله * ( « سارِبٌ بِالنَّهارِ » ) * مقدر است برمىگردد . و اين وجه از همه وجوه گذشته سخيفتر است كه به زودى اشكالاتش را خواهيم گفت .
و از جمله اختلافات ايشان اختلافى است كه در معناى كلمه « معقبات » كردهاند ، يكى « 3 » گفته : اصل آن « معتقبات » بوده ، حرف « تا » نقل به قاف شده و در قاف اصلى ادغام گشته ، و معتقبات از « اعتقب » است ، و وقتى گفته مىشود : « اعتقبه » معنايش اين است كه او را حبس كرد ، و وقتى گفته مىشود « اعتقب القوم عليه » معنايش اين است كه مردم عليه او همدست شدند . و ليكن اين وجه را مردود و خطا دانستهاند .
يكى « 4 » ديگر گفته : از باب تفعيل و از مصدر تعقيب است كه به معناى دنبال كسى رفتن است ، و از اين جهت آن را تعقيب گويند كه گويا پاشنه ( عقب ) او را لگد مىكند ، و ملائكه را از اين نظر معقبات ناميده كه آدميان را در مسير بسوى خدا تعقيب مىكنند و - همانطور كه در سابق گفته شد - از آدمى جدا نمىشوند و او را حفظ مىكنند .
بعضى « 5 » ديگر گفتهاند : مراد از معقبات يك دسته از ملائكه شب و روزند كه نويسندگان نامه اعمالند دسته روز مىروند و مامورين شب دنبالشان فرود مىآيند ، و به اين حساب ، ملائكه
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 5 ، جزء 13 ، ص 151 .
( 2 ) تفسير الكشاف ، ج 2 ، ص 517 و تفسير مجمع البيان ، ج 6 ، ص 280 ، ط تهران .
( 3 ) تفسير الكبير ، ج 19 ، ص 18 .
( 4 ) تفسير روح المعانى ، ج 13 ، ص 111 ، ط بيروت .
( 5 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 18 .