فى المثل گفته مىشود يك متر به دو نيم متر تقسيم شده است يا هر يك از دو نيم به دو تا بيست و پنج سانتىمتر تقسيم شده است .
و يا اين كه تقسيمپذيرى آن به تبع تقسيمپذيرى مقدار است كه طبعاً بالعرض تقسيم پذير است ، مانند جسم طبيعى واحدى كه چون داراى مقدار متعين هست از اين جهت تقسيم مىپذيرد .
مقصود از جسم طبيعى جسمى است كه داراى ابعاد ثلاثه طول و عرض عمق باشد ، خواه به قدر يك اتم كوچك باشد يا به قدر يك ستارهء عظيم الجثه بزرگ .
جسم طبيعى چون مقدار دارد به اجزاى كوچكتر قابل تقسيم هست ؛ گرچه انفكاك مقدار از جسم طبيعى امر تحليلى است و جسم طبيعى در خارج بدون مقدار يافت نمىشود ، لكن تقسيم پذيرى اولًا و بالذات از آن مقدار است و ثانياً وبالعرض از آن جسمى است كه معروض مقدار است .
اقسام واحد بالعموم
متن
والواحد بالعموم إمّا بالعموم المفهومي ، وإمّا . . . الوجوديّة كالوجود المنبسط .
ترجمه
واحد عمومى يا واحد به عموم مفهومى است يا واحد به معناى سعهء وجودى است . قسم نخست يا واحد نوعى است مانند انسان يا واحد جنسى است مانند حيوان و يا واحد عَرَضى است . مانند ماشىء و ضاحك و واحد بالعموم به معناى سعهء وجودى مانند وجود منبسط .
شرح
واحد عمومى نيز به دو قسم تقسيم مىشود قسم نخست واحد عمومى مفهومى است به اين معنا كه مفهوم آن عام و شامل افراد كثيرى مىشود . مانند انسان كه واحد نوعى است و شامل افراد نوع انسانى مىگردد و حيوان كه واحد جنسى است و شامل