الفصل التّاسعفي تقابل التضاد
تعريف تضاد بر اساس نظر قدما و مشائيان
متن
قد عرفت أنّ المتحصَّل من التقسيم السابق أنّ . . . التضادّ بين أزيد من طرفين .
ترجمه
همانطور كه قبلًا دانستى « 1 » آنچه از تقسيم سابق حاصل مىشود اين است كه متضادين دو امر وجودى غير متضايف هستند كه در محل واحد و زمان واحد و از جهت واحد با هم جمع نمىگردند .
آنچه از قدما در تعريف تضاد آمده اين است كه ايشان به همين مقدار از قيود در تعريف تضاد اكتفا كردهاند . بنابراين ( چون اين تعريف قيود كمترى دارد ) تضاد ميان جواهر را نيز تجويز كردهاند و نيز اجازه دادهاند كه اطراف تضاد بيش از دو تا باشد .
لكن مشائيها به آنچه حاصل از تقسيم سابق مىباشد قيود ديگرى را اضافه نمودهاند و آن را چنين تعريف نمودهاند كه متضادين دو امر غيرمتضايف هستند كه بر موضوع واحد تعاقب داشته باشند و تحت جنس قريبى كه بين آنها مشترك است داخل باشند و بين آنها غايت خلاف وجود داشته باشد .
هامش
( 1 ) . در فصل پنجم از همين مرحله