تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
اصل وجود او نيز ابطال كرده‌ايم ، زيرا اگر احكام عقلى در اينجا معتبر نباشد بايد در آنجا نيز معتبر نباشد و اگر در آنجا معتبر است در اينجا چرا معتبر نباشد ؟ چطور شد كه عقل در استخراج قوانين كلى عالم و پى بردن از آن قوانين به وجود خداى تعالى حجت است ، و ليكن در تشخيص خصوصيات افعال خدا حجت نيست ؟ . از اين اشكال مهمتر اينكه اگر عقل از تشخيص خصوصيات افعال خدا عاجز باشد پس احكام و قوانينى هم كه از خارج انتزاع مىكند با خارج مطابقت ندارد ، و اين همان سفسطه اى است كه مستلزم بطلان علم و خروج از فطرت انسانيت است ، زيرا معناى اينكه يكى از افعال و يا صفات خداى تعالى مخالف با احكام عقلى باشد اين است كه اين احكام با خارج ( فعل خدا ) مطابقت نداشته باشد ، و وقتى ممكن باشد يكى از احكام ضرورى عقلى با خارج مطابقت نكند احتمال عدم مطابقت در ساير احكام عقلى نيز وجود دارد ، و با چنين احتمالى ديگر براى بشر علمى باقى نمىماند ، زيرا در بديهىترين احكام عقلى احتمال خلاف راه دارد ، و اين همان سفسطه است . اين بود اشكالاتى كه بر رأى اشاعره در احكام نظرى عقل وارد است .
و اما در احكام عملى عقل - بايد دانست كه اين احكام همانطورى كه مكرر گفته‌ايم مخترعاتى هستند ذهنى كه انسان آنها را به منظور رسيدن به مقاصد كمالى و سعادت زندگى خود وضع كرده است ، در نتيجه هر عملى را كه با سعادت زندگى او مطابقت و سازگارى دارد به وصف « خوب و پسنديده » توصيف نموده اجتماع را هم به انجام آن امر تشويق مىكند . و هر كدام را كه مخالف با سعادت زندگى او بوده به وصف « زشت و ناپسند » توصيف كرده جامعه را از ارتكاب آن نهى و تحذير مىنمايد . پس آن نتيجه اى كه بشر را مجبور به وضع اين اوامر و نواهى و تشويق و تحذيرها و تقنين اين احكام و اعتبار خوب و بد كارها ساخته همان مصالحى است كه چشمپوشى از آن برايش ممكن نبوده است . با اين حال فرض اينكه عقل احكامى تشريعى داشته باشد كه در متعلق آن هيچ حسن و مصلحتى وجود نداشته باشد فرضى است متناقض الاطراف و غير قابل تصور ، و وقتى فرض وجود چنين حكم عقلى غلط باشد فرض اين گونه احكام شرعى نيز غلط خواهد بود ، براى اينكه احكامى هم كه خداى تعالى تشريع مىكند با احكامى كه ما در بين خود تشريع مىكنيم سنخا متحدند ، وجوب و حرمت ، امر و نهى وعد و وعيد خداى تعالى نيز مانند وجوب و حرمت ، امر و نهى و وعد و وعيد ما اعتبارى و عناوينى است ادعايى ، با اين تفاوت كه چون « ادعا عبارت است از خطاى در ذهن » و ساحت مقدس خداى تعالى