تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
سمومات اثر غير قابل تخلفى دارد ، اگر سمومات اعتدال مزاج را از بين مىبرد و مجارى جهاز هاضمه را آلوده نموده از كار مىاندازد گناه هم روح گنهكار را آلوده مىسازد ، و همانطورى كه توقع اثر نكردن سم در مزاج توقعى است بى جا ، همچنين انتظار اينكه اثر گناه بدون شفاعت و يا توبه و يا كار نيكى كه باعث آمرزش آن باشد خنثى گردد ، انتظارى است بىمورد ، و در حقيقت ابطال قانون عليت است كه آن نيز مستلزم انكار همه چيز است . و اما شبهه پنجم كه گفت « بر فرض كه در اين نيز مصلحتى بوده ، مسلط كردن من بر اغواى فرزندان او چرا ؟ » جوابش از آنچه گذشت معلوم است ، زيرا گفتيم هدايت و عمل حق و اطاعت و امثال آن وقتى محقق مىشود كه ضلالت و باطل و معصيت و امثال آن نيز وجود داشته باشد ، و همچنين وقتى دعوت به حق تمام مىگردد كه دعوت به باطل هم بوده باشد ، وقتى صراط مستقيمى بوجود مىآيد كه غير صراط مستقيمى باشد و سالك را به غير آنچه كه صراط مستقيم مىرساند برساند . پس تا زمانى كه در روى زمين از جنس بشر افرادى باقى هستند بايد كسانى باشند كه آنان را به باطل و بسوى عذاب سعير دعوت كنند و چنين داعيانى كه همان ابليس و لشكريان اويند از خدمتگزاران نوع بشرى هستند كه خداوند آنان را تنها به مقدار دعوتشان مسلط نموده و فرموده : « إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ » « 1 » و از خود ابليس هم حكايت كرده كه در قيامت خطاب به مردم مىگويد : « وَما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ » « 2 » . و اما شبهه ششم كه گفت « وقتى از او براى مدتى بس طولانى مهلت خواستم چرا قبول كرد و در نتيجه عالم را پر از شر و فساد نمود ؟ آيا خالى بودن عالم از شر و فساد بهتر نبود ؟ » جواب از بخش اول آن ( وقتى از او براى مدتى بس طولانى مهلت خواستم چرا قبول كرد ) از مطالب گذشته معلوم گشت . و در جواب از بخش دومش ( آيا خالى بودن عالم از شر و فساد بهتر نبود ) مىگوييم : معناى اينكه عالم از شر و فساد خالى باشد اين است كه عالم مادى در عين ماديت مجرد باشد ، يعنى فعليتهاى آن بدون قوه و خير آن بدون شر و نفع آن بدون ضرر و ثباتش بدون تغير و طاعتش بدون معصيت و ثوابش بدون عقاب باشد و فرض چنين عالمى مادى
هامش
( 1 ) بندگان من فريب تو را نمىخورند و دست تو از اغواى آنان كوتاه است ، تو تنها گمراهانى را مىتوانى فريب دهى كه به پاى خود بدنبال تو راه بيفتند . سوره حجر آيه 42 ( 2 ) من در دنيا سلطنتى بر شما نداشتم تا در گمراهى مجبورتان كرده باشم ، من تنها شما را دعوت كردم . سوره ابراهيم آيه 22
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 60 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى