عهد نامه قريش و معجزه رسول اللَّه ( ص ) سروده است :
و قد كان فى امر الصحيفة عبرة
متى ما يخبر غائب القوم يعجب
محا اللَّه منها كفرهم و عقوقهم
و ما نقموا من ناطق الحق معرب
و امسى ابن عبد اللَّه فينا مصدقا
على سخط من قومنا غير معتب « 1 »
و نيز از آن جمله اين چند بيت از قصيده اى است كه وى در تحريك برادرش حمزه بر پيروى رسول خدا ( ص ) و صبر در اطاعتش سروده است :
صبرا ابا يعلى على دين احمد
و كن مظهرا للدين وفقت صابرا
فقد سرنى اذ قلت انى مؤمن
فكن لرسول اللَّه فى اللَّه ناصرا « 2 »
و اين بيت از قصيده ديگر اوست :
اقيم على نصر النبى محمد * اقاتل عنه بالقنا و القنابل « 3 »
و همچنين اين چند بيت است كه در آن نجاشى را بر يارى رسول اللَّه ( ص ) تحريك مىكند :
تعلم مليك الحبش ان محمدا * وزير لموسى و المسيح بن مريم
اتى بهدى مثل الذى اتيا به * و كل بامر اللَّه يهدى و يعصم
و انكم تتلونه فى كتابكم * بصدق حديث لا حديث المرجم
فلا تجعلوا للَّه ندا واسلموا * وان طريق الحق ليس بمظلم « 4 »
هامش
( 1 ) در داستان صحيفه ( عهدنامه اى كه قريش امضا كردند و در آن متعهد شده بودند كه به تمام معنا با رسول خدا ( ص ) قطع رابطه كرده و حتى يك حبه گندم به وى و خاندانش نفروشند . ) عبرت عجيبى است ، زيرا پس از گذشتن سه سال ، رسول خدا ( ص ) با اينكه آن صحيفه را نديده بود از آن خبر داد كه چه بر سرش آمده : خداوند تمامى كلماتش را محو نموده است ، و اين خود باعث شد كه همه ما او را در دعوتش تصديق كنيم ، و دشمنان هم در عين اينكه سينه هايشان از خشم مىتركيد نتوانند عليه او اعتراض ، يا احتجاجى كنند .
( 2 ) صبر كن اى ابا يعلى ( حمزه ) بر دين احمد و براى دين پشتيبان و شكيبا باش ، خدا توفيقت دهد آن دم كه گفتى من ايمان آوردهام مرا شاد كردى پس براى پيغمبر خدا در راه خدا ناصر و ياور باش .
( 3 ) پايدارى خواهم داشت در يارى محمد پيغمبر و براى دفاع از وى با نيزه و اسبان ( يا مردان نيرومند ) مقاتله خواهم كرد .
( 4 ) بدان اى پادشاه حبشه كه محمد وزير موسى و مسيح است ، به سوى مردم با هدايت آمده چنان كه آن دو پيغمبر با هدايت آمده بودند و همه شان به امر خدا رهبرى و نگهدارى مىكنند و تحقيقا شما نام او را به راستگويى - نه به دروغ - در كتابتان مىخوانيد پس براى خدا شريك قرار مدهيد و اسلام بياوريد و اصلا راه حق تاريك نيست .