سه بخش مىباشد :
1 - صرف 2 - نحو 3 - معاني وبيان .
بخش سوّم اين كتاب توسط جلال الدّين محمّد معروف به خطيب دمشقي ( م . 739 ه ) تلخيص شده وبا عنوان المختصر شهرت مىيابد . اين تلخيص از سوى سعد الدّين تفتازانى ( م . 792 ه ) مورد شرح قرار گرفته وبا نام المطوّل شناخته مىشود . « 1 »
12 - رسالة في الفيّاض « 2 »
اين رساله شرحي است بر كلمهء فياض در آغاز كتاب لوامع الاسرار ( مذكور در شمارهء 9 ) كه با اين عبارت آغاز شده است . الحمد للّه فيّاض ذوارف العوارف . . .
13 - رسالة في الكلام « 3 »
14 - رسالة في خواص الجواهر « 4 »
رسالهاى است به زبان فارسي در شناخت أنواع جواهر وخواص وقيمت آنها .
رسالهاى به همين نام نيز به صدر الدّين محمّد ثاني منسوب است . « 5 »
15 - رسالهاى در قوس قزح يا هاله يا خرمن ماه « 6 »
اين رساله نيز به زبان فارسي نگاشته شده واز چگونگى پيدايش رنگينكمان بحث مىكند . آغاز اين رساله چنين است : بعد از تيمن وتبرك به نام مبدعى كه به محض خود ذرات كائنات را از كتم عدم به شهرستان وجود فرستاد . . .
16 - رسالة في الوجود الذهني « 7 »
آراء خاصّ مير صدر الدّين در مورد وجود ذهني كه در اين رساله نگاشته شده بعدها مورد استفادهء فلاسفهء بزرگى همچون ملا صدرا قرار گرفته است .
هامش
( 1 ) . همان ، 6 / 202 و 70 .
( 2 ) . همان ، 135 ، شمارهء 729 .
( 3 ) . همان ، 18 / 108 ، شمارهء 917 .
( 4 ) . همان ، 11 / 182 ، شمارهء 1132 .
( 5 ) . در رسالهء كشف الحقائق المحمّديه ، غياث الدّين منصور ، كتاب رسالة في الجواهر را به پدرش نسبت داده است .
صاحب ريحانة الأدب نيز همين عنوان را به صدر الدّين كبير منسوب دانسته است ( 3 / 426 ) ليكن هانرى كربن در كتاب تاريخ فلسفهء اسلامى ( ص . 474 ) كتابي را به زبان فارسي به نام جواهرنامه به صدر الدّين محمّد ثاني منسوب كرده است . پس يا هر دو صدر الدّين كتاب جواهرنامه داشتهاند ويا تشابه نام ميان جد ونبيره سبب اشتباه در تشخيص مؤلف گشته است . لازم به توضيح است كه بيانات آقابزرگ طهراني ، ظاهرا انتساب جواهرنامه را به صدر الدّين ثاني نيز تأييد مىكند ( الذريعة ، 5 / 283 ) .
( 6 ) . الذريعة ، 17 / 207 ، شمارهء 1109 .
( 7 ) . ه م ، 25 / 37 ، شمارهء 187 .