در اينجا بندگان خويش را به وفاى به نذر توصيف كرده تا ويژگى خاص ايشان ومراقبت در اداى طاعات را به تمامى ، رسانده باشد . هركه عهدي را كه با خدا بسته وفا كند تا به اين طريق به آستان الهى راه يابد ، قطعا به آنچه خدايش مقرر فرموده وبدو تكليف نموده ، وفادارتر وپايدارتر است .
يكى ديگر از خصائص ايشان اين است كه از روزى كه دهشتش همگانى است ، در هراسند .
وَيَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً
وآن روزى است كه قلم خداوندى ، مرگ هركس را تقدير نموده است وازآنجاكه حتميت مرگ ، همگانى است ، شر ودهشت آن نيز عموميت دارد وبيشتر مردم را فرامىگيرد ، ازآنجهت كه جانشان ، بدن را كه ابزار كمالجوئىشان بود در حالي رها مىكند كه هنوز به حدّ كمال نرسيدهاند وبه همين دليل كه آلوده به كيفيات جسماني ومبتلا به ناهنجاريهاى اخلاقىاند ، متحمل عذابي دردناك مىگردند ، لذا قطعا شرّ آنروز فراگير بوده وعموم مردم را شامل مىشود .
اضافه مىكنم ، بعيد نيست اگر وفاى به نذر را به معنى عمل به كمال وكمالطلبى بدانيم كه هدف خلقت انسان است وبه مثابهء عهد وپيمانى ( خدائى ) است كه در آغاز فطرت بستهاند وآيات روشن قرآن نيز بدان اشارهها دارد .
مشرق هفتم تفسير آيهء هشتم ونهم - مراتب انفاق ومنفق
آيات :
وَيُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً ، إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَلا شُكُوراً
.
سومين ويژگى ايشان اين است كه طعام را علىرغم ميل به آن ، اطعام مىكنند .
اطعامكنندگان چهار گروهند : فردى كه مالي را مىبخشد ، يا خود نيز به آن مال نيازمند است ويا خارج از نيازمندى اوست . در هر دو صورت يا منظورى دنيوي در سر دارد ويا هدفى اخروى .
آنكه براي احراز هدفى دنيائى انفاق مىكند ، تفاوت ندارد كه خود خواهان آن مال باشد يا خير . حتى اگر در ظاهر ، رضاى حق را در نظر داشته باشد ، أهل ريا است و ( حق