( 40 ) مؤلف ، پيش از اين به چهار امر اشاره كرده بود كه حائز اهميت بودند :
أول : چگونه قدحهاى بهشتى هم از جنس نقره وهم از جنس بلور مىباشند .
درحالىكه اين دو ، جوهر واصلى متفاوتى دارند ؟
دوم : فاعل تقدير چه كسى است ؟
سوم : علت تأكيد تكرار قوارير چيست . ؟
چهارم ، علت اعادهء مصدر در " قدّروها تقديرا " چه مىباشد ؟
وى پس از تبيين موضوع اوّل ودوّم ، فهم امر سوم را به فهم موضوع اوّل وفهم أمر چهارم را به دريافت موضوع دوّم موكول كرده است .
با اين توضيح كه ، تكرار وتأكيد قواريرا ، از آن سبب است كه اين جامها را دو ويژگى است . همچون نقره درخشان وچون بلور ، زلال وشفافند . وآنكه آنها را از شراب بهشتى ، به اندازه پر مىكند از يك سو ساقى شراب است واز سوئى نوشندهء آن . وبدينسان علت اعادهء مصدر در قدّروها تقديرا نيز روشن مىگردد .
* * * ( 41 ) مشور : عسل جمعآورىشده از كندو .
شار العسل ، يشور : استخرجه من الوقبة . لسان العرب ، 4 / 434
در ديوان كبير أعشى ، روايت بيت از ميمون بن قيس تحت شماره 93 چنين است :
كأنّ جنيّا من الزّنجبيل * خالط فاها وأريا مشورا
وديگر منابع روايت بيت به شكل
كأنّ القرنفل والزّنجبي * لا باتا بفيها وأريا مشورا
ضبط شده است . معاني القرآن ، الزجّاج ، 5 / 259 ، التبيان ، 10 / 214 ، الكشّاف ، 4 / 672
* * * ( 42 ) ابن اعرابى مىگويد : واژهء سلسبيل را تنها از زبان قرآن شنيدهام .
زجّاج نيز معتقد است : سلسبيل نام چشمهاى است در بهشت كه به دليل صفت آن يعنى نهايت روانى ، به اين نام نامگذارى شده است .
لسان العرب ، 11 / 340 و 344 ، معاني القرآن ، الزجّاج ، 5 / 260 ، معالم التنزيل ، البغوي ، 4