عوارض شخصيه دخالتى در ماهيت ندارند
متن
لانه يقال : الأعراض المسمّاة . . . إلى آخر من نوعه أو جنسه .
ترجمه
در پاسخ گفته مىشود ، « 1 » اعراضى كه عوارض مشخصه ناميده مىشوند در حقيقت لوازم تشخص هستند نه خود مشخص ؛ زيرا - چنان كه در مرحله ماهيت بيان شد - تشخص به وجود است نه چيز ديگر .
و تشخص اعراض به تشخص موضوعات آنهاست ؛ زيرا معنا ندارد كه عَرَض كلى ، قائم به موضوع مشخص باشد .
اعراضى كه بالفعل عارض بر فرد گرديدهاند ، مبدأ آنها طبيعت نوعيهاى است كه در فرد مىباشد .
و آن طبيعت دامنهء وسيعى از كم ، كيف ، و وضع و غير اينها را اقتضا مىنمايد ، و اسباب و شرايط خارجى همآهنگ ، زمينهء آنچه را طبيعت نوعى اقتضا مىكند فراهم مىسازند و فرد با تغيير اسباب و شرايط از عرَضَى كه به آن متلبس است به فرد ديگرى از نوع يا جنس آن منتقل مىشود .
شرح
حاصل جواب اين است كه عوارض مشخصه نمىتوانند به عنوان « صورت مشخصه » مقوّم ماهيت نوع قرار گيرند ، زيرا در حقيقت عوارض تشخص از جمله لوازم تشخص به حساب مىآيند ، نه اين كه تشخص ماهيت ، به آنها حاصل مىشود ، تا اين كه براى آنها نقشى در قوام ماهيت نوعى باشد . بلكه تشخص به « وجود » حاصل مىگردد و آن عوارض ، امارات و شهود تشخصِ وجودِ متشخص يافته هستند .
مضافاً به اين كه خود اين عوارض به موضوعات خود تشخص مىيابند و از كليت
هامش
( 1 ) . صدرالمتألهين در تعليقات شرح حكمةالاشراق ، ص 227 ، همين پاسخ را داده است