عبارت « غير انّها ليستْ تامة الفاعلية لتبدّل الصُوَر » استدلال كرده به تبدل صورت بر ماده . مقصود از تبدل صُوَر چيست ؟ اگر مراد ، صورت هاى نوعيه هستند نمىتواند درست باشد ؛ زيرا تبدل آنها دليل بر تبدل صورت جسميه نمىشود . مضافاً بر اين كه تبدل صور نوعيه دليل بر تام نبودن فاعليت صورت جسميه نمىگردد . و اگر مراد از صُوَر ، صورت جسميه است چرا آن را به لفظ جمع آورد .
در پاسخ بايد بگوييم همانطور كه در پايان فصل هفتم خواهد آمد صُوَر نوعيه با صورت جسميه متحد هستند و صورت جسميه با نو شدن هر صورت نوعيه نو مىشود . پس صورت جسميه هم به تعدد صور نوعيه متعدد مىباشد . لذا مؤلف به لفظ جمع تعبير آوردند . پس مراد از تبدل صور ، صور جسميه كه متحد با صور نوعيه هستند مىباشد . و استدلال مؤلف بر تام نبودن فاعليت صور جسميه به تبدل صور نوعيه صحيح است .
نتيجه اين كه هيولا كه معلول واحد است علت واحد دارد كه ذات مجرد باشد . و صورت جسميه به عنوان شريك در عليت مىتواند نقش كمى داشته باشد ؛ و گرنه صور متعدد جسميه به عنوان علت هاى متعدد نمىتوانند يك معلول به نام هيولا داشته باشند . زيرا براى يك معلول بيش از يك علت وجود ندارد پس در حقيقت صورت جسميه شرط فاعليت فاعل است نه فاعل واقعى .
اشكال بر فاعليت صورت براى ماده
متن
لايقال : المادّة - على ما قالوا - واحدةٌ . . . معلولًا للأضعف وجوداً ، وهو محالٌ .
ترجمه
اشكال كردهاند كه ماده چنان كه گفتهاند واحد بالعدد است و « صورتٌ ما » واحد بالعموم هست و واحد بالعدد از نظر وجود اقوا از واحد بالعموم هست . پس لازمهء عليت صورت براى ماده آن است كه آنچه از نظر وجود قوىتر است معلول چيزى باشد كه از نظر وجود ضعيفتر است . و اين محال است .