كه اجزاى خُرد جسم گرچه در كنار هم قرار گرفتهاند ولى ميان آن اجزاء ، فواصلى وجود دارد كه حجم آنها بيشتر از حجم خود آن اجزاء مىباشد . بنابراين در حقيقت ، اتصالى ميان اجزاى جسم وجود ندارد ؛ گرچه در عالم حس ، جسم يك واحد متصل مىنمايد .
فى المثل وقتى ما يك تكه گوشت را با چشم غير مسلح مىبينيم آن را يك واحد متصل مىيابيم ؛ اما وقتى آن را با چشم مسلح ملاحظه مىكنيم ، سلولهاى ريز آن را در حالى كه كنار هم قرار گرفتهاند و ميان آنها فاصله وجود دارد مشاهده مىنماييم .
بنابراين ، مدعاى اين نظريه كه جسم ، در عالم واقع هم يك واحد متصلى است ، سخن بىدليل و مخدوشى است . بله مىتوان اين نظريه را بر اتم كه واقعاً يك واحد متصل است و مبدأ تكوّن اجسام محسوسه است منطبق دانست . در اين صورت ، جسم به معناى اجسام اتمى مىتواند موضوع گفتوگوى فلاسفه در مبحث جسم قرار گيرد و از جسم ، جسمهاى ذريه و اتمى اراده شوند ، نه جسمهاى محسوس .
آيا مىتوانيم انرژى را كه مبدأ تكون اتمهاست جسم نخست بدانيم ؟
متن
نعم لو سلّم ما يقال : « إنّ المادّة . . . مايناسب هذا الوضع ؛ فليتأمّل .
ترجمه
آرى ، اگر اين گفته ، مسلم گردد كه ماده - يعنى اجسام اوليه اتمى - قابل تبديل به انرژى هست و ( مسلم گردد كه ) ماده مجموعهاى از ذرات متراكم انرژى است ، در اين صورت لازم است كه در مباحث فلسفى ، انرژى را به عنوان نوع عالى كه قبل از جسم ، مترتب بر جوهر هست مطرح كنيم . و در مرحلهء بعد ابحاث متفرقه ديگر را بر اساس تناسبى كه با فرض جديد دارند مطرح نماييم ، لكن در مطلب بايد تأمل شود .
شرح
معناى كلمهء « ماده » در اصطلاح فلسفه عبارت است از جوهرى كه قبول صور