اما در اين قول جسم همانطور كه در حس متصل مىنمايد ، در واقع هم يك واحد متصل است و مركب از اجزاى بالفعل نيست ، ولى در عين اتصال ، به اجزاء تقسيم مىشود ، لكن تقسيم پذيرى او منحصر به اجزاى محدود و متناهى است كه در خارج و وَهم حاصل مىشود ، ولى انقسام پذيرى به بىنهايت را كه در قوّه عقل حاصل مىشود ندارد .
نظريه افلاطون
متن
الخامس : أنّه جوهر بسيط هو الإتصّال . . . ونُسِبَ إلى أفلاطون الإلهّى .
ترجمه
قول پنجم اين است كه جسم ، جوهر بسيط است كه عبارت باشد از اتصال و امتداد جوهرى كه قبول قسمت خارجى و وهمى و عقلى مىكند . و اين منسوب به افلاطون الهى است .
شرح
اين قول جسم را مركب از ماده و صورت نمىداند . بلكه جسم را بسيط دانسته است و عبارت مىداند از همان امتداد جوهرى كه خود عبارت است از جوهرى كه داراى ابعاد سه گانه ( طول ، عرض و عمق ) است .
لازم به ذكر است كه امتداد دو گونه است ؛ امتداد عرضى كه همان خط و سطح و جسم تعليمى است كه عارض بر جسم طبيعى است . و امتداد جوهرى كه عبارت باشد از واجد ابعاد ثلاثه بودن ، كه همان صورت جسميه مىباشد .
فرق اين قول با چهار قول قبلى اين است كه اقوال پيشين جسم را مركب از ماده و صورت مىدانستند ولى اين قول جسم را بسيط مىداند . يعنى براى جسم فقط صورت جسميه قائل است و اعتقاد به ماده ندارد .
فرق ديگر اين است كه تمام تقسيمهايى كه براى جسم وجود داشت ، اعم از