انفكاك يك جزء به دو نيم جزء در خارج انقسام خارجى ، نام دارد ، مانند تقسيم يك اتم به دو نيم اتم . انفكاك يك جزء معين در ظرف وهم به دو نيم جزء انقسام وهمى نام دارد . و انفكاك جزء نامعين و كلى در ظرف عقل به دو نيم جزء انقسام عقلى نام دارد .
فرق انقسام وهمى و عقلى آن است كه در انقسام وهمى جزء منقَسم ، معين و مشخص است ولى در انقسام عقلى جزء ، جنبهء كلى و عمومى دارد و عقل به طور كلى حكم مىكند كه هر جسم داراى مقدار قابل تقسيم است و عقل به طور كلى حكم مىكند كه هر جسم داراى مقدار قابل تقسيم است . و در انقسام خارجى جزء معين در خارج وجود دارد .
بنابر اين قول همه انقسامات فوق از اجزاى جسم نفى شده است . اين قول از متكلمان است .
نظريه نظام
متن
الثانى : أنّه مركّب كما فى القول الأوّل . . . ونُسِبَ إلى النظّام .
ترجمه
قول دوم آن است كه جسم ، مركب است مانند قول اول ؛ با اين تفاوت كه اجزاء غيرمتناهى است .
اين قول منسوب به نظام است .
شرح
اين دو قول يك وجه اشتراك دارند كه عبارت است از اين كه اجزاى جسم غير قابل تقسيم است نه خارجاً و نه وهماً و نه عقلًا .
نظريه نظام يك وجه افتراق هم دارد . و آن عبارت است از اين كه اجزاى جسم ، غير متناهى است ؛ بر خلاف نظر متكلمان كه آنها را متناهى مىدانستند .