تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
همانطور كه در معناى حال توسعه‌اى داده شده است ؛ يعنى حال اختصاص به صورت جسميه ندارد ، بلكه صور علميه را هم شامل مىشود . « 1 » وجه اجوديت اين تقسيم ، بر تقسيم قبلى همين است .

دو ايراد بر تقسيم صدرا

متن و ما يَرِدُ على التقسيم السابق يرد . . . كون الإنقسام أوّليّاً . ترجمه همان ايرادى كه بر تقسيم سابق بود بر اين تقسيم هم وارد مىآيد . علاوه بر آن‌كه عطف صور طبيعيه - در حالى كه متأخر از نوعيت جسم است - بر صورت امتدادى مناسب با اولى بودن تقسيم نيست . شرح دو اشكال بر تقسيم فوق وارد است ؛ يكى همان است كه بر تقسيم قبلى وارد بود . در آن جا گفتيم تقسيم جواهر تقسيم عقلى نيست كه داير بين نفى و اثبات باشد . در اين تقسيم هم مطلب چنين است و احتمال زياده و نقصان وجود دارد . « 2 » اشكال ديگر اين است كه عطف صور طبيعى بر صور امتدادى - در حالى كه صور
هامش
( 1 ) . دربارهء اين كه صور ادراكيه كه حال در نفس هست از سنخ كيف است يا جوهر يا هيچ كدام بلكه از سنخ وجود است . سخنى است كه به زودى خواهد آمد ( 2 ) . زيرا جوهرى كه جزء جسم نيست و تصرف بالمباشره در جسم دارد به حصر عقلى منحصر در نفس نيست ؛ چون ممكن است در عالم هستى جوهرى با اين اوصاف باشد و در عين حال حقيقتى غير از نفس باشد . و نيز ممكن است چيزى جزء جسم نباشد وبالمباشره در جسم تصرف نداشته‌باشد ، آن هم به حصر عقلى منحصر در عقل نباشد ؛ چون جايز است كه در عالم ، جوهرى با اين اوصاف باشد ، اما چيزى غير از عقل باشد ، مانند عالم مثال كه نه جزء جسم است و نه بالمباشره تصرف در جسم دارد و در عين حال خود مىتواند جوهر مستقلى باشد . اگر عالم مثال را به عنوان يك جوهر بپذيريم ، عدد جواهر از پنج افزون خواهد گشت
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 534 | السيد محمدحسين الطباطبائي / محسن دهقانى