اما اگر جزء نباشد ، بلكه تصرف بالمباشره در جسم داشته باشد « نفس » است ، ولى اگر تصرف بالمباشره در جسم نداشت « عقل » است .
وجه ارجحيّت تقسيمى كه از سوى صدرا ارائه شدهاست
متن
ثمّ قال مشيراً الى وجه جودة . . . لهذه الأنواع المحصّلة الطبيعيّة » إنتهى .
ترجمه
سپس ملا صدرا وجه شايستهتر بودن اين تقسيم را چنين بيان مىكند :
« وجه اجوديت اين تقسيم از خلال آنچه محقق ساختيم آشكار مىگردد . و آن عبارت است از اين كه جوهرِ نفس انسانى ، مادهء صور ادراكيه است . صورى كه نفس بدان صور ، جوهرِ كمالىِ بالفعل ديگرى مىگردد . و از جمله انواع محصلى مىگردد كه براى او وجود ديگرى است غير از وجود طبيعى كه براى اين انواع محصل طبيعى است . « 1 »
شرح
بر اساس اتحاد عاقل و معقول ، صُوَر ادراكى انسان با نفس او متحد شده عالم و معلوم يكى مىشوند . در اين جا نفس آدمى با حصول هر صورت جديد ادراكى ، استكمال نوينى مىيابد كه قبل از آن فاقد چنين استكمالى بود . و به تعبير كتاب با حصول علم ، تحصلِ كمالىِ بالفعلى غير از تحصل طبيعى كه هر جسم طبيعى دارد براى آدمى حاصل مىشود .
غرض ايشان اين است كه بفرمايند نفس آدمى محل صور ادراكى مىگردد و محل آن طور كه از تقسيم سابق برمىآمد منحصر به ماده نمىشود . در واقع در تقسيم دوم ، توسعهاى در معناى محل داده شده هم مجرد را چون نفس شامل مىشود هم ماده را .
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 4 ، ص 234