اقوال ديگر دربارهء عدد مقولات
متن
وعن بعضهم : « أنّ المقولات أربع . . . إلى مقولة واحدة هى الماهيّة أو الشىء .
ترجمه
به گفتهء بعضى ديگر مقولات چهار تاست . اين سخن ناشى از ارجاع مقولات نسبى به مقولهء واحد است . از اين رو ، مقولات عبارت مىشوند از جوهر ، كم ، كيف و نسبت .
اين سخن را مطلب گذشته - يعنى اين كه نسبت ، مفهومى است غير ماهوى كه از سنخ وجود انتزاع مىشود - دفع مىكند . و اگر مجرد عموميت مفهوم ، كافى باشد كه مفهوم ، مقوله قرار گيرد بايستى همهء مقولات را به دو مقوله باز گرداند ؛ يكى جوهر و ديگرى عرض . زيرا مفهوم عرض بر غير جوهر صدق مىكند . بلكه بايستى همه را به يك مقوله يعنى « ماهيت » يا « شيئى » برگرداند .
شرح
بعضى « 1 » مىگويند : عدد مقولات چهار است ؛ يعنى جوهر ، كم ، كيف و نسبت . در واقع مقولات عرضى را سه دانستهاند ؛ به جهت آن كه چون مقولات هفت گانه نسبى را در يك مقوله به نام « نسبت » خلاصه كردهاند و در مجموع شمارهء مقولات با ضميمهء مقولهء جوهر جمعاً به چهار رسيدهاست .
در جواب مىفرمايند : صِرف اين كه يك مفهوم شامل چند مقوله باشد دليل بر آن نيست كه همه آن مقولهها در يك مقوله خلاصه شوند . مثلًا مفهوم نسبت شامل هفت مقوله نسبىِ وضع ، اين ، متى ، جدة ، اضافه ، فعل و انفعال است . اين دليل نمىشود كه آنها در يك مقوله به نام نسبت خلاصه شوند ؛ زيرا اگر چنين بود ما مىتوانستيم همه مقولات را در دو مقولهء جوهر و عرض خلاصه كنيم ، بلكه بالاتر همه را در يك مقوله به نام ماهيت يا شيئيت محصور نماييم .
هامش
( 1 ) . نظريهء فوق منسوب به عمر بن سهلان ساوجى ؛ مؤلف بصائر النصيريه مىباشد