به پرسشهاى زير پاسخ دهيد .
1 . چرا عقل ، قادر بر تعقل ممتنع بالذات نيست ؟
2 . اينكه مىگوييم : آنچه مستلزم ممتنع بالذات است لا محاله خود ممتنع است ، يعنى چه ؟ براى آن ، مثال كتاب را توضيح دهيد ؟
3 . چرا بين دو ممتنع بالذات استلزام برقرار نمىگردد ؟
4 . بين دو واجب فرضى چه رابطهاى برقرار است ؟
5 . مطلب غلطى كه نزد عامه جدليين در مورد استلزام ميان دو ممتنع هست چيست ، و چرا آن مطلب باطل است ؟
6 . اينكه مىگوييم بين دو ممتنع بالذات استلزام برقرار نمىگردد ، در مورد صفات ممتنعهء پروردگار مانند شريك يا ماهيت داشتن يا مركب بودن كه هم ممتنع بالذاتند و هم مستلزم يكديگر ، چه مىگوييم ؟
7 . استلزام ممتنع بالذات از سوى ممكن ، جايز است يا محال ، چرا ؟
8 . آيا وحدت و كثرت و حدوث و قدم و ساير معانى فلسفى در خارج موجودند ، يا معدومند ؟
9 . فرق ميان امكان و وجوب ، وقتى كه متعلق به ماهيات و مفاهيم باشند يا متعلق به وجود باشند ، چيست ؟
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٠٠