بالاولويه چون خداى متعال وجود قائم به نفس خود است و ديگر موجودات قائم به اويند پس او در موجوديت از ديگر موجودات ، اولويت وجود دارد البته اولويت به اين معنا با ضرورت منافات ندارد و قضايايى كه به اولويت به اين معنا مقيد مىشوند زمانى كه ضرورى باشند برهانى مىباشند .
وجوب لاحق يا ضرورت به شرط محمول
متن
تنبيهٌ : ما مرّ من وجوب الوجود للماهيّة . . . والماهيّة المعدومة محفوفة بامتناعين .
ترجمه
آنچه از وجوبِ وجود براى ماهيت گذشت وجوب بالغير بود ، كه سابق بر وجود ماهيت و منتزَع از وجود اوست . و در اينجا وجوب ديگرى وجود دارد كه به ماهيت موجودة ملحق مىشود و ضرورت به شرط محمول ناميده مىشود .
بيان مطلب اين است كه اگر بر ماهيتى كه متلبس به وجود است در حين تلبس به وجود ، عدم طارى شود در اين ماهيت ، اجتماع نقيضين رخ خواهد نمود ، كه محال است . و لازمهء اين محال ، آن است كه انفكاك وجود از آن حين تلبس به وجود ، ممتنع هست . و اين همان وجوبِ وجود از اين حيثيت ( ضرورت به شرط المحمول ) است .
نظير اين بيان در امتناعى كه ملحق به ماهيت معدوم مىگردد ، جارى مىشود . پس ، ماهيت موجود محفوف است به دو وجوب ، و ماهيت معدوم محفوف است به دو امتناع .
شرح
قبلًا در باب وجوبِ سابق - يعنى حتميت صدور معلول ، كه از وجود معلول انتزاع مىگردد ولى ذهناً سابق بر وجود آن است - سخن رفت . اكنون به وجوب ديگرى كه لاحق بر معلول است و از آن به ضرورت به شرط محمول يا وجوب لاحق تعبير مىشود ، اشاره مىكنند .