عدم مضاف در اين كلمه عدم مضاف اليه را رفع كرده نقيض عدم به شمار مىآيد حكم به نوعيت به جهت اخصيت مفهومى و حكم به تناقض ، به جهت رافعيتِ عدم مضاف ، عدم مضاف اليه را مىباشد از اين رو اين دوحكم مختلف ، به ملاك اين دو حيث مختلف است و مانعى ندارد كه دو حكم در يك موضوع بر اساس دو اعتبار مختلف وجود يابد .
طرح شبههء معدوم مطلق
متن
وبمثل ذلك يندفع ما اورِدَ . . . يخبر عنه بأنّه لا يخبر عنه .
ترجمه
و به مثل بيان فوق ( در خصوص تعدد جهت ) ايرادى « 1 » كه بر جملهء « المعدوم المطلق لايُخبَر عنه » هست دفع مىشود . ايراد ، عبارت از اين است كه اين قضيه با محتواى خودش ، تناقض دارد ؛ زيرا اين قضيه مىگويد كه از معدوم مطلق ، اخبار نمىشود ، در حالى كه همين خودش يك خبر از معدوم مطلق است .
اين ايراد مندفع مىشود به اينكه معدوم مطلق از آن جهت كه در خارج ، بطلان محض است خبرى از آن داده نمىشود . و از آن نظر كه مفهوم آن ثبوت ذهنى دارد ، از او خبر داده مىشود ، به اينكه « لا يخبر عنه » . پس ، دو جهت مختلف در آن وجود دارد . و به تعبير ديگر معدوم مطلق به حمل شايع از آن خبر داده نمىشود ، ولى به حمل اولى از آن خبر داده مىشود به عدم اخبار از آن .
شرح
وقتى مىگوييم از معدوم مطلق ، خبر دادهنمىشود اين خود ، خبرى از آن است .
هامش
( 1 ) . اشكال از كاتبى است به ايضاح المقاصد در شرح حكمة عين القواعد ، ر . ك : ص 27