پاسخ به شبهه
متن
وجه الاندفاع - كما أفاده صدرالمتألهين رحمه الله . . . للنّقيض يقابله العدم المضاف .
ترجمه
دفع اشكال - همانطور كه صدر المتألهين فرمودهاست « 1 » - اين است كه جهت ، مختلف است . عدم العدم از آن جهت كه اخص از مطلقِ عدم بوده - عدم ، مقيد به عدم گرديده - نوعى از عدم است . « 2 » و از آن جهت كه براى عدمِ مضاف اليه ثبوت فرضى در نظر گرفته شده كه عدم مضاف آن را بر مىدارد ، مانند برداشتن نقيض ، نقيض خود را ، عدمِ مضاف مقابل عدم مضافٌ اليه قرار مىگيرد .
شرح
در پاسخ اشكال گفته مىشود تعدد جهات ، ملاك تعدد احكام مىشود . در اينجا دو جهت وجود دارد كه حكم به نوعيت و تقابل به سبب هر يك از اين دو جهت است . از آن نظر كه مفهوم عدم العدم اخص از مفهوم عدم مطلق است ، او نوعى از عدم به شمار مىرود . اما از آن نظر كه براى عدم مضافٌ اليه فرض ثبوت شده و عدم مضاف آن را بر مىدارد ، به حكم آنكه « نقيض كل شىءٍ رفعه » ، عدم مضاف مقابل عدم مطلق قرار گرفته ، نقيض آن به شمار مىرود .
پس ، عدم العدم به جهت اخصيت مفهومى ، قسمى و نوعى از عدم مطلق بوده است . اما به جهت رافعيت او ، نقيض آن محسوب مىشود . و ما موارد فراوان داريم كه يك چيز به دو ملاك ، محكوم به دو حكم مختلف مىشوند . بنابراين عدم العدم از آن جهت كه از عدم مطلق محدودتر است نوعى از او به شمار مىآيد و از آن جهت كه
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 353
( 2 ) . « نوع من العدم » خبر « فعدم العدم » است