مىكند ندارد ، بلكه شامل قضاياى خارجى و ذهنى نيز مىشود . لكن اكنون كه سخن ما دربارهء مفاهيم تبعى وجود است ، نفس الامر به معناى ظرف فرضى مفاهيم تبعى است ؛ اما نفس الامر فراتر از اين مفاهيم هست . و شامل قضايايى كه در خارج يا ذهن مصداق دارند هم مىشود .
تا اينجا حكم نفس الامر را كه ظرف موجود واقعى و فرضى است بيان كرديم .
سپس مىفرمايند : اما اصطلاح امور نفس الامرى كه گاهى اطلاق مىشود حكم لوازم عقليهء ماهيات است . مانند كليت و نوعيت ، كه لازمهء عقلى ماهيت هستند و به ثبوت هر ماهيت اين لازمه هم ثبوت مىيابد . اين اصطلاح ( امور نفس الامريه ) ناظر به حكم مظروف است نه ظرف . نفس الامر ظرف است و امور نفس الامرى مظروف اين ظرف است ، گرچه نفس الامر ظرف خارج و ذهن و حتى ظرف اعتبار را شامل مىشود . اما امور نفس الامرى كه مظروف است اصطلاحى است كه اختصاص به لوازم عقلى ماهيات دارد . امور نفس الامرى شامل مفاهيمى كه به تبع وجود ، اعتبار مىشوند مانند مفهوم عدم نمىشود ، بلكه مفاهيمى را كه لازمهء عقلى ماهيتند ، دربر مىگيرد و بس مانند امكان براى موجود ممكن يا كليت و نوعيت براى ماهيات ذهنى .
معناى دوم در باب نفس الامر
متن
وقيل : المراد بالأمر فى . . . مطابَقاً فيما وراءها تطابقه .
ترجمه
گفته شده است « 1 » « امر » در نفس الامر اشاره به عالَم امر است . عالَم امر عبارت است از عقل كلى كه در آن صُوَر همهء معلومات ، موجود است . و مراد از مطابقت قضيه با نفس الامر يعنى مطابقت
هامش
( 1 ) . قائل محقق طوسى در كشف المراد ، ص 70 مىباشد