دنيا به او داده شده است .
31 - امالى طوسى حسين بن ابراهيم . . . از ابى اسامه كه گفت به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم . در شرح حال رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به ما رسيده كه آن حضرت سه روز متوالى از نان گندم هرگز ميل نفرمود . حضرت فرمود پيغمبر نان گندم اصلا نخورده عرض كردم پس چه چيز تناول ميفرمود . فرمود اگر پيدا ميكرد نان جو مىخورد و حلواى حضرت هم خرما و وسائل روشنى و گرمى او شاخه خرما .
32 - امالى طوسى حسين بن ابراهيم . . . از سعيد بن هلال كه گفت به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم . به من توصيه و سفارشى بفرما فرمود توصيه ميكنم تو را بتقواى الهى و ورع و كوشش بدان جديت در عبادت كه با پرهيزگارى توأم نباشد سودى ندارد و در وضع زندگى دنيوى هميشه طبقات پائينتر از خود را نگاه كن و هيچ وقت طبقات بالاتر را توجه نداشته باش كه خداوند مكرر پيامبر خود را هشدار ميداد كه فرمود
و لا تعجبك اموالهم و لا اولادهم
ثروت و اولاد و فرزندان اين مردم دنيا طلب تو را شيفته آنها نگرداند و نيز فرموده
وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا
زر و زيور دنيائى كه به آنان دادهايم و اينان از لذات زودگذر آن بهرهمند ميشوند . جلب توجه تو را نكند .
و اگر احيانا از اين جهات نفس اماره تو را وسوسه كرد زندگى پيامبر خود را به ياد آور و تأمل كن كه حضرت خوراكش نان جو و حلوايش خرما و آتشگيرش برگ درخت خرما بود و اگر با حوادث و مصائبى مواجه شدى مصائب و ناراحتىهاى پيغمبر را متذكر شو كه موجب تسليت تو خواهد شد چون هيچ كس مانند حضرتش رنج و مصيبت نديد .
33 - الدّرة الباهرة از حضرت رضا عليه السّلام توصيف و معرفى زاهد و پارسا را سؤال كردند . فرمود آن كس كه به كمتر از قوت زندگى قناعت كند و هميشه آماده فرا رسيدن مرگش باشد و از زندگى خسته و ناراحت باشد .
34 - امير مؤمنان على عليه السّلام در نهج البلاغه فرمود : بهترين نوع زهد و پارسائى اخفاء و پنهان داشتن آن است و نيز فرمود : زهد و پارسائى داشته باش تا در نتيجه خداوند روشن بينى مخصوصى به تو عنايت ميفرمايد كه عيوب دنيا و لغزشگاههاى آن را بتوانى ببينى و غفلت و مسامحه مكن كه از تو غفلت نشده ( خداوند تو را براى مصالحى آفريده و هميشه ناظر بر تو است ) .
35 - نهج البلاغه نوف بكالى گويد شبى از شبها ناظر حال امير مؤمنان على عليه السّلام بودم كه از بستر خواب برخاست نگاهى بستارگان نمود سپس فرمود : اى نوف خوابى يا بيدار ؟ عرض كردم بيدارم يا على فرمود اى نوف خوشا به حال سبكباران و پارسايان در