6 - خاندان رسالت ، همسنگ قرآن كريمند ، چنان كه حديث ثقلين ، كه مورد اتفاق است ، ميگويد :
« قرآن و عترت ، حتى براى « يك لحظه » از يكديگر جدا نميشوند ، تا در كنار حوض كوثر ، برسول اللّه ( ص ) درآيند . »
پس ، ايشان ، پيشوايان هدايتند ، و مثلشان - در نجات دادن بشر ، از وادى گمراهى و سرگردانى و نادانى ، بسوى زندگى سعادتمند - مثل قرآن كريم است .
7 - دوستى ايشان « محّك » ايمان است ، همچنانكه در حديث صحيح و ثابت ، فرمود :
« اى على ، ترا جز مؤمن ، دوست نميدارد ، و جز منافق ، دشمن تو نيست »
« لا يحبّك الّا مؤمن ، و لا يبغضك الّا منافق »
و همچنين احاديث صحيح و حسن ديگرى كه مفادشان اينست . و اين همان ولايتى است كه صد هزار يا بيشتر از صحابهء رسولخدا ( ص ) ، على عليه السلام را بدان تهنيت و مباركباد گفتند ، روزيكه « عمر » در تهنيتش گفت :
« بهبه ! اى پسر ابو طالب ، مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن ، شدى »
« بخ بخ ! يابن ابيطالب ، أصبحت مولاي و مولى كل مؤمن و مؤمنة »
و اين همان ولايتى است كه در روايت حفاظ - دارقطنى ، ابن سمّان ، محب طبرى و ديگران - آمده ، كه دو نفر عرب باديهنشين ، بمرافعه ، نزد عمر آمدند . و عمر ، بعلى عليه السلام گفت :
« اى ابو الحسن ، ميان اين دو داورى كن »
على ( ع ) بين آن دو حكم كرد ، يكى از آنان ( بطعنه ) گفت :
« آيا اين ، بين ما حكم مىكند ؟ ! »
عمر ، از جاى پريد و گريبان او را گرفت و گفت :
« واى بر تو ! نميدانى اين كيست ، اين مولاى من و مولاى هر مؤمنى است ،
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤١