« انس گفت :
يكى از عموهايم براى پيامبر ، طعامى پخت . و بآنحضرت ، عرض كرد :
دوست دارم در خانهء من ، غذا ميل فرمائيد و در خانهام نماز بخوانيد .
انس ميگويد :
رسولخدا ، بخانهاش رفت . و در منزل ، حصيرى از حصيرهاى سياه شده ، بود .
فرمود تا قسمتى از آن را جارو كردند و آب پاشيدند . آنگاه ، به نماز ايستاد و ما با او نماز خوانديم . »
آنگاه ، - عبد اللّه بن ماجه - ميگويد :
« فحل ، حصيرى است كه ( از كهنگى و كثرت استعمال ، ) سياه شده باشد . »
و در - سنن بيهقى - جلد 2 ، صفحه 421 ، آمده كه :
« رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) ، غالبا در منزل - امّ سليم - ، بخواب قيلوله « 1 » ميرفت . و - امّ سليم - فرش چرمى برايش پهن ميكرد . و هنگاميكه عرق آنحضرت ميچكيد ، آن را ميگرفت و در عطردان خود ، ميريخت . و حصير كوچكى ميانداخت و آنحضرت ، روى آن نماز ميخواند . »
و در - السنن - جلد 2 ، صفحه 436 ، به اين عبارت آمده :
« رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) ، خوش خلقترين مردم بود . چه بسا وقت نماز ، در خانهء ما بود و دستور ميداد ؛ فرشى را كه روى آن مىنشست ، جارو كنند و قدرى آب بر آن بپاشند .
آنگاه ، به نماز ميايستاد و ما بدنبالش ميايستاديم . »
- انس - ميگويد :
« فرششان ، از شاخههاى تازهء درخت خرما بود . »
و باز ، در همان كتاب ( السنن ، ) به اين عبارت آمده :
هامش
( 1 ) - خوابيدن هنگام ظهر را - قيلوله - گويند .