اسنادى دگر ، از سوگوارى روز عاشوراء !
حافظ - ابن عساكر - در « تاريخ دمشق » ، از « امّ الكتاب » - كه نسخهء آن ، نزد ما موجود است و للّه الحمد - آنجا كه شرح حال سبط اصغر ، امام حسين ، سلام اللّه عليه را آورده ، از ابو محمّد بن طاووس ، از ابو الغنائم بن ابى عثمان ، از ابو الحسين بن بشران ، از حسين بن صفوان برذعى ، از عبد اللّه بن ابى الدنيا ، از عبد اللّه بن محمّد بن هانى ، ابو عبد الرّحمن نحوى ، از معدى بن سليمان ، از على بن زيد بن جذعان روايت مىكند كه :
« ابن عبّاس از خواب ، بيدار شد و -
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
- به زبان ، جارى ساخت .
و گفت :
به خدا سوگند ! - حسين - ، كشته شد !
يارانش گفتند :
چنين نيست .
جواب داد :
رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) را در خواب ديدم كه شيشهاى از خون ، با خود داشت و به من فرمود :
هيچ ميدانى بعد از من ، امّتم چه كردند ؟ فرزندم - حسين - را كشتند ! و اين ،