قسمت 1 ، صفحه 369 ) و ( جلد 3 ، قسمت 1 ، صفحهء 368 ) و ( جلد 3 ، قسمت 2 ، صفحهء 184 ) .
2 - « تاريخ بغداد . » ، ( جلد 4 ، صفحهء 284 ) و ( جلد 6 ، صفحه 5 ) و ( جلد 7 صفحه 231 ) و ( جلد 8 ، صفحه 19 تا 23 و صفحه 442 تا 444 ) .
3 - « المنتظم » ( جلد 6 ، صفحه 327 ) و ( جلد 7 ، صفحه 21 )
4 - « خلاصة تذهيب الكمال » ( صفحه 108 ، 138 ، 140 و 276 )
5 - « تهذيب التّهذيب » ( جلد 1 ، صفحه 63 و 80 ) و ( جلد 4 ، صفحه 338 تا 346 ) و ( جلد 3 ، صفحه 402 تا 404 ) و ( جلد 7 ، صفحه 422 ) و ( جلد 9 ، صفحه 3 و 4 ) .
6 - « شذرات » ( جلد 3 ، صفحه 12 و 326 )
7 - « تذكرة الحفّاظ » ( جلد 3 ، صفحه 42 )
رجال اسناد « ابن سعد »
1 - محمد بن عمر بن واقد واقدى اسلمى ، ابو عبد اللّه مدنى قاضى ، كه در سال 207 وفات كرده است .
« ابراهيم حربىّ » دربارهاش گفته :
« وى ، بر اسلام ، امين مردم بود . »
از - مصعب زبيرى - نقل شده ، كه گفت :
« من ، نظير او را هرگز نديدم . »
« داوردى » گفته است :
« - واقدى - امير المؤمنين در حديث بود . »
- ابو عامر عقدى - دربارهاش گفته :
« ( شگفتا ! ) دربارهء - واقدى - از ما سؤال ميكنند ! و حال آنكه - واقدى - بايد ما را معرفى كند ! زيرا بجز - واقدى - شيوخ و احاديث ، بما بهرهاى ندادهاند . »
- ابراهيم بن جابر فقيه - ميگويد :
« من از - صغانى - شنيدم كه ميگفت :