تيمور لنگ ، « 1 » فاتح سفاك ترك نژاد به هند حملهور شد . دهلى را غارت كرد .
بساط همهچيز را از بيخ و بن برانداخت . آرامگاههايى كه ده سال بعد بنا شد گواه شدت انهدام و كشتارى است كه تيمور به جا گذاشت . نزديك پنجاه سال طول كشيد تا هند دوباره از ميان ويرانهها قد علم كرد . كار به جايى رسيد كه اين جمله نقل زبانها شد : « قلمرو شاه عالم از دهلى « 2 » تا پالام « 3 » ( فرودگاه امروزى دهلى ) است » . اين قد علم كردن و تجديد حيات دوباره به كندى انجام گرفت . جريانى پيوسته نبود . در دكن ، « 4 » يا ناحيهء مركزى شبه قاره هند ، سلطاننشين بهمنى « 5 » جاى شاهنشاهى سلطان دهلى را گرفت . سلطاننشينى كه در عين درخشندگى بسيار شكننده بود زيرا بر دوش اقليتى بنا شده بود .
بساط اين سلطاننشين نيز در سدهء پانزدهم برچيده شد . بىكفايتى مسلمانان آشكار شده بود ، اما هندوان نيز اوضاع بهترى نداشتند . در سرتاسر كشور استقلال خود را از دست داده بودند . تنها در راجستان « 6 » حكومتى مستقل ، امّا هندى ، پايدار بود . در آن جا نيز اختلافات شديد ناشى از وابستگىهاى قبيلهاى باعث چند دستگى عميق شده بود . بر اثر ضربات تيشهء جاهطلبىهاى برانگيخته شده از غرور و عناد فطرى راجپوتها « 7 » هر روز امير نشين تازهاى از بدنهء حكومت كهن و مستقل راجپوت جدا مىشد . در دكن بهمنىها و جانشينان آنان جاى هندوها را گرفتند . در جنوب هندوان متحد و نيرومند مىنمودند اما اتحاد آنها لرزان بود و نيرومندى آنان فريبنده . همه جا آثار اختلاف و تنش و جاهطلبىهاى پنهان ديده مىشد . تنها جنبهء اميدوار كنندهء اوضاع شور و نيروى فوق العادهاى بود كه همه جا موج مىزد . در هر
هامش
( 1 ) .Teimoore Lang( 2 ) .Dehly( 3 ) .Palam( 4 ) .Dakan( 5 ) .Bahmani( 6 ) .Ragestan( 7 ) .Rajputs