بوضعى رقتبار كشتىهاى خود را به آتن بازگرداند . وقتى اهالى پاروس دانستند كه تيمو ، خادمه دو الهه ميلتياد را راهنمائى كرده است تصميم به مجازات او گرفتند و همين كه از اين انديشه آسوده شدند ، زائرينى به دلف فرستادند و از خداوند سئوال كردند كه آيا مىتوانند خادمهايرا كه راه مطمئنى براى تسخير ميهن خود به دشمن ارائه داده و معبدى را كه ورود به آن ممنوع بوده است به ميلتياد نشان داده بقتل رسانند . هاتف معبد به آنان اجازه نداد و اظهار كرد كه تيمو مسئول اين واقعه نيست زيرا مقدر چنين بود كه ميلتياد با بدفرجامى روبرو شود و او در حقيقت عامل تقدير براى تحريك او به اين جنايت بوده است . چنين بود گفته هاتف الهى خطاب به اهالى پاروس .
136 - پس از بازگشت ميلتياد از پاروس بين تمام مردم آتن از ماجراى او صحبت در ميان بود . كزانتيپ « 1 » فرزند آريفرون « 2 » كه نسبت به او كينه در دل داشت او را در مجلس عمومى متهم كرد و براى جنايتى كه با فريب دادن مردم آتن مرتكب شده بود تقاضا كرد او را بقتل رسانند . ميلتياد در آن مجلس حاضر بود ، اما خود شخصا از خود دفاع نكرد ( زيرا جراحت ران او شدت مييافت و بهيچوجه قادر بانجام اين مهم نبود ) . پس در حالى كه در بستر رنج و درد در انظار عموم آرميده بود دفاع خود را به عهده دوستان گذارد . آنان به خوبى خاطره ماراتن را در گوشها بصدا درآوردند و از تسخير لمنوس « 3 » كه ميلتياد براى انتقام آتن از پلازژها آن را به آتنيان بخشيده بود سخن گفتند . مردم دربارهء اعدام جانب ميلتياد را گرفتند و به مرگ او رأى ندادند ، اما به علت خطائى كه مرتكب شده بود او را به پرداخت پنجاه تالان جريمه محكوم كردند . بعد از صدور اين رأى ، ران ميلتياد سياه و فاسد شد و كمى بعد ، از
هامش
( 1 ) -Xantippe( 2 ) -Ariphron( 3 ) - لمنوس( Lemnos )از جزاير مجمع الجزاير يونان در درياى اژه در نزديكى بغاز داردانل كه امروز لمنو( Lemno )نام دارد .