محاصره را آنقدر ادامه خواهد داد تا تسليم شوند . اما اهالى پاروس حتى يك لحظه فكر دادن آن پول را به ميلتياد بخاطر خود خطور ندادند و با تمام قوا به حفظ و صيانت شهر خود پرداختند . و از جمله عمليات آنها آن بود كه هر نقطه از حصار شهر را كه بعد از حمله ضعف آن آشكار ميشد هنگام شب آنقدر بالا ميبردند كه ارتفاع آن دو برابر ميشد .
134 - تا اينجا تمام يونانيان درباره اين روايت اتفاق نظر دارند . اما مطالبى كه اكنون نقل ميكنم منحصرا از قول اهالى پاروس است :
درهمانحال كه ميلتياد با اين مشكلات روبرو بود يكى از زنان زندانى از او تقاضاى ملاقات كرد . اين زن كه تيمو « 1 » نام داشت از اهل پاروس بود و در معبد الهههاى زيرزمين بكارى محقر مشغول بود . وقتى او را بحضور ميلتياد او آوردند اظهار كرد كه اگر وى واقعا مايل به تسخير پاروس مىباشد بايد آنچه را كه او توصيه مىكند انجام دهد . آنگاه آن زن راز پنهان خود را بر او فاش كرد و ميلتياد مستقيما بسوى تپهاى كه در مقابل شهر قرار داشت و محوطه مقدس دمتر « 2 » قانون - گذار بود حركت كرد . وى از حصار آن محوطه بالا رفت و چون نتوانست در آن را بگشايد بسوى تالار بزرگ معبد رفت . خدا عالم است كه قصد او از اين كار چه بود ، شايد قصدش آن بود كه يكى از اشياء مذهبى را كه دستزدن به آن ممنوع بود بربايد . اين موضوع چندان مهم نيست ولى درهرحال وى به نزديكى در ورودى رسيد و در همين موقع ناگهان زلزلهاى رويداد . وى دواندوان به عقب بازگشت ولى در موقعى كه از روى ديوار سنگى مىپريد استخوان پايش شكست . برخى گفتهاند كه بعد از زمين خوردن ، زانوى او در رفت .
135 - بدين ترتيب ، ميلتياد بعد از بيست و شش روز محاصره و آسيب فراوانى كه به جزيرهء پاروس وارد كرد ، بىآنكه موفق به تسخير آن شود و يا پولى به آتن آورد
هامش
( 1 ) -Timo( 2 ) -Demeter