تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
سليمان بعد از استماع اين سخنان بنوعى ساكت و حيران گشته كه أصلا و قطعا قدرت اجراى لسان بر جواب كلام آن امام الأنام عليه الصّلوة و السّلام نداشت لهذا خاك خجلت جهالت بر ديدهء عمى و ضلالت خود انباشت . بعد از آن حضرت امام الانس و الجانّ فرمود كه : يا سليمان آيا مرا مخبر از ارادت واحد أكبر نميدانى ؟ آيا آن در أزل با حضرت عزّ و جلّ بود ؟ سليمان گفت : اراده همان مشيّت ربّ العزّت باشد . امام عليه الصّلوة و السّلام فرمود كه : يا سليمان شما در همين كلام عيب ضرار و أصحاب او در صبح و شام مينموديد كه ايشان ميگويند كه هر چه خداى عزّ و جلّ در هر مكان و محلّ زمين و آسمان و در بحر و برّ ايجاد نمود از سگ و خوك و انسان و قرده و دابّه و ساير حيوان همه آنها از ارادهء ايزد سبحان بود و همين ارادهء قادر منّان زنده ميگرداند و ميميراند و ميرود و مىآيد مىخورد و مىآشامد و نكاح مىكند و لذّت مىيابد و ظلم مىكند و مرتكب فعل فواحش و عمل منكر مثل شرك و كفر گردد . بعد از آن حضرت ذو الجلال از آن أفعال اظهار برائت نمايد و كراهت و عداوت خود را نسبت به آن عمل و عامل آن فواحش و منكر بر أفراد بشر بيّن و ظاهر گرداند . سليمان گفت : ارادهء حضرت ايزد عالم مثل سمع و بصر و علم اوست . امام الأتقياء أبى الحسن الرّضا ( ع ) فرمود كه : اى سليمان كرةَّ ثانيه باز بر سر همان كلام ناساز رجعت نمودى پس در اين حال مرا خبر ده كه آيا سمع و بصر و علم نزد تو مصنوع نميدانيد پس چگونه تقسيم آن نموديد چنانچه يك مرتبه