تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
و تقدّس را معلول از علَّت مؤسّس داند و حال آنكه ذات أقدس واجب تعالى و تقدّس علَّت ايجاد هر نفس است . و آنكه گويد كه : ذات معبود از چه وقت بود آن جحود را شناخت ، و معرفت به حال واجب الوجود نبود و ذات او را بوقت موقّت نمود . آنكه گويد حضرت واجب الوجود از براى چه بود او براى او تضمين نمود . و آنكه گفت : حضرت الله تعالى از چه وقت بود آن غافل ذات غنىّ كافل را منتهى به مكان و بنهايت محلّ نمود . و آنكه گويد : ذات ايزد علَّام تا كدام وقت خواهد بود آن بيرويّت مدّت و غايت بواسطهء خالق البريّه ثابت نمود . و آنكه او را ذى غايت داند پس او را صاحب غايت شمارد و هر كه او را ذى - غايات داند البتّه آن كس او را مجزّا گرداند و هر كه او را ذى أجزاء داند بيشبهه ذات او را به آن متّصف گرداند و آنكه او را بصفات موصوف نمود پس آن كس ذات تعالى و تقدّس را تعريف بحدّ فرمود و هر كه او را تحديد بحدّ نمود پس البتّه آن كس در ذات تعالى و تقدّس ملحد گرديد و ذات حضرت معبود چنانچه به تحديد أحدى محدود نشود همچنان بتغيير مخلوق متغيّر نگردد . و حضرت ايزد أحد است به غير تأويل عدّت و ظاهر است نه به تأويل مباشرت متجلَّى است ، امّا نه بطلب مشاهده و رؤيت باطن است ليكن نه باستبطان مزايلت و مباين است بخلقان امّا نه ببعد مسافت و دورى آن قريب است امّا نه بقربت بلاد و مدّت ، لطيف است امّا نه بتجسّم ، موجود است ليكن نه بعد عدم ، فاعل است نه باضطرار ، بلكه باراده و اختيار ، مقدّر است نه بحول و فكرت ، بلكه از روى قوّت و قدرت .