است كه مشايخ اماميّه و سلف ايشان در آن زمان بطانهء باقر و صادق عليهما سلام الله الملك المنّان بود .
و پيوسته در بلا دست آن سرور متمسّك بايشان در جميع أوقات و أحيان بودند .
و تصحيح اعتقادات با ايشان مىنمودند ، و همواره در امور مشكله رجعت به آن عترت مينمودند .
و اگر اظهار شكّ از كسى واقع ميشد بعد از آنكه به عرض ايشان ميرسيد به نوعى كشف آن ميفرمودند .
كه بر هر متفطَّن منصف حقيقت آن حرف ظاهر مىشد و شكّ و شبهه در آن نمىماند .
و آن طايفهء امّت متمسّك به آن أعيان عترت و مطهّرين و مقرّين به ايشان و معتقدين بأقوال و أفعال آن جماعت نيكان باشند .
جميع معتقدات و منتحلات و مصحّحات و مبطلات آن طايفه امّت اماميّه از آن طايفه ملقات و از آن أعيان مأخوذ و منقول است .
و اگر آن جماعت عليهم سلام الله أجمعين راضى به آن تبعيّهء اماميّه نبودندى و بر ايشان اقرار نداشتندى هر آينه ابا و انكار آن جماعت مىنمودند و نسبت اين ندامت بايشان ميدادند .
و بىشبهه أعيان عترت اماميّه از آن طايفه بىرويّه و از آن گروه رديّه مرديه برىء و بيزار و پهلوى خويشتن از آن امّت خالى ميكردند . و آنچه ما بين ايشان بودى هر آينه نفى آن مىنمودندى .
از مراتب الفت و رفع مجالست و دفع مواصلت و ملازمت و مؤاخات و موالاة
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 376
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٣٧٦