تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
اقوال فاسد أهل نواصب و جاهد پردازم . پس آنگاه بر او تلاوت اين آيت نمودم كه سنجعل كلَّما آتيت به * ( كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِه الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ ) * . عمر بن الخطَّاب گفت كه : اگر ترا بر اين دلايل ستّه جواب است بيار . من گفتم : امّا قول تو آنچه گفتى كه حضرت ربّ العباد چون ذكر نام نامى و اسم رسول سامى نمود . بعد از آن ذكر نام أبى بكر فرمود و او را ثانى پيغمبر گردانيد بدان كه اين اخبار از عدوّ است مرا بعمر خود قسم است كه أصلا در ذكر أبا بكر در اين محلّ هيچ گونه زيادتى و فضل نيست زيرا كه ما ضرورت ميدانيم كه مؤمن و كافر در هنگام ذكر يكى بعد از ديگرى مذكور گردد ، پس آنچه در ذكر عدد مرئى گردد اعتماد بر فضل آن بىشبهه و گمان نتوان كرد . و امّا آنچه گفتى كه حضرت ربّ الأرباب وصف اجتماع أبا بكر و رسالتمآب در يكمكان و مآب كرد اين نيز مثل اوّلست زيرا كه در يك مكان يكى از أهل كفر و يكى از أهل ايمان مجتمع گردند چنانچه عدد بسيار از مؤمنان و كافران در يك مكان جمع ميگردند . بدرستى كه حضرت نبىّ المختار أشرف انفار است و آن در مكان مؤمنان و منافقان و كافران أشرار جمع ميشدند . و از اينجاست قول خداى تعالى * ( فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمالِ عِزِينَ ) * . و نيز سفينهء حضرت نوح نبىّ عليه السّلام مشتمل بر پيغمبر و شيطان و يهود و باقى جانوران در يك محلّ و مكان بود و مكان دلالت بر وجوب فضيلت