تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
كلام خود را ايزد علَّام بر همگى و تمامى آن أنام كه باتّفاق آن نبىّ الاكرام به آن محلّ و مقام آمدند بشنواند . حضرت واجب الوجود استدعا و سؤال آن نبىّ ايزد معبود را به عزّ اجابت مقرون و مشحون نمود و همان كه مهيمن سبحان بموسى بن عمران تكلَّم فرمود آن كلام مسموع تمامى رفقاى كليم الله عليهم السّلام از فوق و تحت و يمين و شمال و پس و پيش آن طايفه گرديد زيرا كه حضرت قادر علَّام احداث كلام در شجرهء زيتون نمود . بعد از آن كلام از آنجا منبعث بسمع هر أنام مىشد چنانچه از جميع وجوه و جهات ستّ مىشنيدند مع هذا در آن هنگام به حضرت موسى عليه السّلام گفتند كه : يا موسى ما به اين شنيدن كلام ايمان بشما نمىآريم زيرا كه بر تمامى ما ثابت و هويدا نشد كه اين صدا كه بما ميرسد اين كلام خداى تبارك و تعالى است * ( لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى الله جَهْرَةً ) * . چون آن قوم اين سخن بزرگ بلسان راندند و استكبار و استنكار ، و سركشى از فرمان ايزد جبّار ظاهر و آشكار كردند حضرت منتقم قهّار صاعقه بر آن جماعت منزل گردانيد چنانچه وثيقهء * ( فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ ) * بظلمهم مخبر و محكى است به آن آن جماعت بيكبار بصاعقه نار نابود و خاكسار گشتند موسى از مشاهدهء آن أمر متحيّر شده گفت : يا ربّ من بعد از مراجعت بنى اسرائيل را در هنگام كه گويند قوم را بقتل آورديد بواسطهء آنكه صادق در باب مناجات به حضرت عزّ و جلّ نبوديد بچه وجه مجاب گردانم ؟ قادر وهّاب بنا بر دعا و اضطراب آن نبوّت مآب آن طايفه را احيا نموده بمصحوب موسى عليه السّلام بنزد أصحاب ايشان فرستاد .