دفع آن بىشبهه و گمان نيست زيرا كه تورات موسى كليم الله و انجيل عيسى روح الله و زبور داود نبىّ الله و فرقان محمّد حبيب الله ناطقاند بر آن پس اگر هر كسى كه احياء موتى و ابراى أكمه و أبرص و مجانين نمايد شما او را خدا دانيد بايد كه شما به غير ربّ الأرباب همه اين جماعت را خدا دانيد . آنگاه گفت : چه ميگوئى يا نصرانى ؟
جاثليق گفت : قول قول تست و لا إله الَّا الله .
بعد از آن امام الانس و الجان ملتفت بجانب رأس الجالوت گرديد و فرمود كه : يا يهودى روى به من آر تا از تو سؤال آيات عشره كه به حضرت موسى عليه السّلام منزل گشته نمايم .
آيا تو در تورات نوشته يافتى كه به اين مضمون مرقوم بود كه نباء محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و امّت او هر گاه بيايد امّت أخيره متابعان راكب بعير آن جماعت تسبيح ربّ العزّت نمايند جدا جدا تسبيح كردن جديد در كتابش بود .
پس بايد كه بنى اسرائيل فزع و پناه بسوى ايشان برند و بجانب ملك ايشان روند تا آنكه دلهاى آن طايفه مطمئنّ گردد زيرا كه در دست متابعان راكب بعير شمشيرهاست كه امم كافره را در أقطار أراضى عالم پاك ميگردانند يا يهودى در تورات موسى بن عمران به همين نوع مكتوب و عيانست .
رأس الجالوت گفت : نعم ما همچنين در تورات يافتيم .
پس از آن بجاثليق گفت : يا نصرانى آيا بكتاب شعيا عارف و دانائى يا نه ؟
جاثليق گفت : حرف به حرف آن كتاب را عالم و عارفم .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 110
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص١١٠