هايش كاملا تشخيص داده مىشود و از روى آن ميتوان كاملا بروحيات و اخلاق او پى برد . از طرف ديگر در سراسر كتاب ، هردوت هرگز آشكارا ذكرى از احوال خود نكرده است و شايد علت اين غفلت و كوتاهى مؤلف آن باشد كه اصولا مؤلفان يونان باستان چندان علاقه به افشاى اسرار خانوادگى و شخصى خود نداشتهاند و تا جائى كه ميتوانستند زندگانى خود را در حجابى از اسرار پنهان مينمودند . هردوت بارها در كتاب خود ميگويد كه از فلانشهر به فلانشهر رفتم ، فلان منظرهء زيباى طبيعت را مشاهده كردم ، با فلان شخصيت بزرگ تماس گرفتم . ولى مؤلف به همين مختصر اكتفا مىكند و غير از اين اشارات و كنايات مطلبى از سرگذشت خود نقل نميكند و چون اين اشارات نيز بدون قيد تاريخ و سنه نقل شده است براى خواننده كنجكاوى كه به سرگذشت « پدر تاريخ » علاقمند باشد امكانپذير نيست جريان طبيعى سفرهاى مؤلف را بدقت تعقيب كند و خط سير احتمالى سفر بزرگ او را در خاورميانه و مصر و سيسل و ايتاليا تشخيص دهد . اين ابهام در گفتار مؤلف نسبت به سفرهاى خود بدرجهايست كه بعضى از سفرهاى او كه خود صريحا بدان اشاره كرده امروز مورد ترديد و انكار بسيارى از محققان است .
مؤلفان يونان باستان را عادت چنين بوده است كه نام خود را در سرلوحهء كتاب خود نقل كنند . هردوت نيز مانند ديگر مؤلفان قديم نام خود را در آغاز كتاب خود با بيانى ساده و مختصر چنين نقل مىكند : « هردوت از اهل هاليكارناس تحقيقات خود را در اين كتاب به مردم تقديم مىكند . » مؤلف به همين مختصر قناعت كرده و بذكر نام خود و نام شهر موطن خود اكتفا كرده و در سراسر كتاب خود ذكرى از خود نكرده است بقسمى كه تنها وسيله براى تشخيص شخصيت او خصوصيات اخلاقى و روحى او است كه در خلال عبارات كتابش جلب توجه مىكند .
گفته شد كه نه تنها هردوت خود مطلبى دربارهء زندگانى خود نقل نكرده است بلكه مؤلفان قديم نيز خبرى دربارهء او نقل نكردهاند و صرفنظر از يادداشت مختصرى كه از سوئيداس باقى است و لوحهء قبرى كه اتين از اهل بيزانس به او نسبت داده است
تاريخ هرودت ( فارسى ) — صفحة 4
مساهمون: هرودت
ص٤